X
تبلیغات
دانش پزشکی

دانش پزشکی

اطلاعات پزشکی و بهداشتی و دارویی و طب سنتی

آناتومی بدن انسان

مقدمه

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.

سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند.



img/daneshnameh_up/e/e5/b.zoo.1.jpg

ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

  • پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.
  • پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.
  • پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.
در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.



img/daneshnameh_up/d/d4/b.16.JPG

مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.



img/daneshnameh_up/7/77/b.13.JPG

بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند.

فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.

مننژیت مغزی

در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود.

آنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود.

بیماری هاری

میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد.

مباحث مرتبط با عنوان

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 12:59  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

پروفسور هرمز مه منش جراح رباتیک قلب

پروفسور هرمز مه منش، سال 1336 در تهران متولد شد. وي پس از گذراندن سال اول دبيرستان به كشور آلمان رفت و با ادامه تحصيل در اين كشور موفق به كسب دكتراي روان شناسي و سپس پزشكي با رتبه اول شد. پروفسور مه منش دوره تخصصي جراحي قلب و عروق را در آلمان و سپس آمريكا گذراند و به مدت چندين سال معاونت كل دپارتمان جراحي قلب و عروق دانشگاه مونيخ را برعهده داشت.
Copy of eigenebilder3.jpg
وي هم اكنون با گنجينه اي گرانبها از اندوخته هاي سه دهه فعاليت علمي به ايران بازگشته است تا با انتقال اين دانش منشاء خدمات گران قدري باشد. او كه يكي از افراد انگشت شمار دنيا در زمينه جراحي رباتيك قلب است با وجود مشغله زياد دعوت ما را براي مصاحبه پذيرفت و در گفتگو با خبرنگار گروه دانش و فناوري خراسان به تشريح اين شيوه نوين جراحي و مشكلات پيش روي آن به ويژه در ايران پرداخت.

پروفسور مه منش، جراحي رباتيك را حاصل تاثير فناوري هاي نوين در علم پزشكي توصيف مي كند و مي گويد: اگر دانش پزشكي مانند ساير علوم همگام با فناوري هاي جديد پيش نرود، دچار ركود مي شود. وي جراحي رباتيك را چنين تعريف مي كند: اين نوع جراحي در واقع استفاده از ابزاري است كه با بهره گيري از بازوهاي رباتيك مي تواند حركت دست جراح را بسيار دقيق به درون بدن بيمار منتقل كند و تصاوير هنگام عمل را به صورت واضح و شفاف در اختيار جراح قرار دهد. جراحي رباتيك حتي از راه دور هم قابل اجراست.
تبحر در جراحي هاي پيشرفته
معاون دپارتمان جراحي قلب و عروق دانشگاه مونيخ با تاكيد بر اين مهم كه فقط جراحان زبردست، مسلط و مجرب در انجام عمل هاي بسيار دقيق مي توانند از اين روش به خوبي استفاده كنند مي گويد: متاسفانه بعضي از پزشكان معتقدند فقط افرادي به جراحي رباتيك متوسل مي شوند كه توانايي انجام جراحي هاي معمولي را به صورت جراحي قلب باز ندارند در حالي كه تبحر در اين نوع جراحي هاي پيشرفته نتيجه مهارت در جراحي هاي معمولي است.
اين جراح رباتيك قلب و عروق در ادامه مي افزايد: از آنجايي كه جراح به صورت مستقيم و توسط دستانش با بافت هاي بدن بيمار در تماس نيست، صرفا بايد با تكيه بر تجربيات ذهني كه در جراحي هاي معمولي كسب كرده است و نيز پيام هايي كه با هر حركت جراح از سوي دستگاه مخابره مي شود و دوربيني كه در جلوي چشمانش قرار دارد متوجه صحت و توالي حركتهاي خود در حين عمل مي شود.
چشمها به جاي دست
در واقع چشمان چنين جراحي كار دستهايش را انجام مي دهد البته نبايد از نظر دور داشت كه پيشرفت فناوري روز به روز سبب سهولت بيشتر در اين نوع جراحي خواهد شد. وي براي روشن شدن موضوع، دشواري فرايند بخيه زدن را در اين جراحي مثال مي زند و توضيح مي دهد: برحسب نوع جراحي، نخ هاي بخيه متفاوتي با ضخامت هاي مختلف وجود دارد و ميزان كشش هر نخ در هنگام بخيه زدن بستگي به سطح تجربه جراح دارد. اين كار زماني كه جراح نمي تواند از دستهايش براي بخيه زدن استفاده كند و يك دستگاه حركات دست او را انتقال مي دهد، بسيار دشوار مي شود. در اين حالت جراح مجبور است صرفا از تجربيات ذهني خود در اين فرايند بهره گيرد. وي مي افزايد: نكته مهم ديگري كه دشواري جراحي رباتيك را بيش از پيش به تصوير مي كشد، اين است كه ربات به كار گرفته شده -آن طور كه همه تصور مي كنند- يك دستگاه خودكار نيست بلكه فقط يك »تله منيپوليشن« يعني انتقال دهنده حركت از راه دور و در حقيقت يك ابزار واسطه است.
دو برابر شدن زمان جراحي
دكتر مه منش در ادامه تصريح مي كند: در جراحي رباتيك اين امكان براي جراح وجود دارد كه هر زمان امكان ادامه كار به دليل بروز مشكلات مقدور نبود، بلافاصله عمل را به صورت معمولي از سرگيرد. علاوه بر اين انجام هر كار و حركت غيرمنطقي و دور از روال، سبب مخابره يك پيام هشدارآميز از سوي دستگاه به جراح مي شود تا اشتباه خود را اصلاح كند. همچنين زماني كه به هر دليلي جراح سر خود را از دوربين نمايشگر دور كند، دستگاه اجازه انجام هيچ نوع كاري را به وي نمي دهد مگر اين كه تماس حس گرهاي دوربين مجددا با سر جراح برقرار شود. در جراحي رباتيك، پزشك با دستگاهي سر و كار دارد كه يك »فيدبك ويژوال« يا يك واكنش بصري ارائه مي كند و انجام هر عمل را با درج يك پيام روي صفحه نمايشگر به وي اطلاع مي دهد. البته يكي از مسائل موجود، دو برابر شدن زمان جراحي رباتيك در مقايسه با جراحي معمولي است كه در آينده اين زمان هم كاهش خواهد يافت.
ويژگي ها و مزايا
دكتر مه منش ويژگي ها و مزاياي جراحي هاي رباتيك را چنين برمي شمارد: وحدت و يكپارچگي بدن بيمار حفظ مي شود، ميزان عفونت پس از عمل كمتر و دوران نقاهت كوتاه تر مي شود؛ به دليل ايجاد برش هاي كوچك در بدن بيمار نسبت به جراحي معمولي، ميزان دردي كه بيمار تحمل مي كند و مقدار داروي مصرفي كاهش مي يابد؛ به اين دليل كه حركات دست جراح و بافت هاي تحت عمل توسط يك سيستم اپتيكال، 15 برابر بزرگ نمايي مي شود بنابراين جراح عملش را بسيار دقيق تر و ظريف تر انجام مي دهد. در نتيجه ميزان خونريزي هم كاهش مي يابد و به واسطه تمام مزاياي ذكر شده، روند بهبود بيمار تسريع مي شود.
وي در ادامه مي افزايد: رباتي كه جراحي مي كند، ويژگي هاي خاصي دارد كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد: ابزار مورد استفاده همانند دست انسان حركت مي كند و داراي 7 درجه آزادي است؛ سيستم ربات تصوير سه بعدي در اختيار ما مي گذارد و از ابزاري استفاده مي شود كه ابعاد آن به اندازه يك مداد است و قابليت ورود به اندام را از يك شكاف يك سانتي متري دارد.
نحوه عملكرد جراح هنگام كار با ربات
پروفسور مه منش در مورد نحوه عملكرد جراح هنگام كار با ربات مي گويد: حركات دست جراحي كه پشت دستگاه مي نشيند، از طريق پدال هايي به 2 بازويي كه در حكم دست هاي پزشك هستند، منتقل مي شود. بازوي سوم ربات هم كار دوربين را انجام مي دهد و تصاوير را به يك نمايشگر سه بعدي منتقل مي كند. رابطه كار جراح با واحد ربات به صورت ديجيتال است كه هم از طريق كابل از اتاقي به اتاق ديگر و هم به وسيله ماهواره از شهر به شهر يا كشور به كشور ديگر قابل انتقال است. پروفسور مه منش بااشاره به اين كه در ابتداي كار جراحي رباتيك علاوه بر دانشگاه مونيخ آلمان تنها 7 مركز ديگر در اين زمينه در سطح دنيا فعال بود، مي گويد: در حال حاضر حدود 300 مركز در دنيا جراحي رباتيك انجام مي دهند كه تقريبا همه انواع جراحي ها را دربرمي گيرند. وي مي افزايد: در سال 2005، حدود 75 هزار عمل جراحي رباتيك انجام شد كه هرچند در مقايسه با جراحي هاي معمولي بسيار كم است ولي تعداد و كيفيت آن روز به روز در حال افزايش مي باشد.
وي با اذعان به اين كه قلب ايراني ها حدود 20 سال زودتر از غربي ها و اروپايي ها بيمار مي شود، تصريح مي كند: با توجه به اين كه در ايران عمل قلب باز بيشتر روي افرادي با متوسط سني 55 سال صورت مي گيرد (متوسط سني اروپاييان براي اين عمل ها 75 سال است) و تحت اين شرايط پيچيدگي هاي عمل بيش از پيش افزايش مي يابد، روش هاي به كار گرفته شده در عمل هاي »باي پس« در ايران پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته است.
معاون دپارتمان جراحي قلب و عروق دانشگاه مونيخ با اشاره به مشكلات موجود بر سر راه ورود فناوري هاي نوين جراحي به ايران، مي گويد: نگاه تجاري به دانش پزشكي و نبود برنامه هاي درازمدت در اين زمينه از جمله دلايل ايجاد مشكل در اين عرصه است.
نبود حمايت هاي دولتي
به نظر پروفسور مه منش سدبزرگي كه بر سر راه ورود اين فناوري ها به ايران وجود دارد نبود حمايت هاي دولتي است. بنابراين به جاي اين كه فناوري هاي نوين ابتدا با پشتيباني دولت در دسترس دانشگاه ها، مراكز تحقيقاتي و آموزشي و در نتيجه در اختيار جوانان محقق و فعال قرار گيرد. توسط بخش خصوصي به بيمارستان هاي خصوصي وارد و در نتيجه از بستر آموزش خارج مي شود.
وي كه از معدود افرادي است كه در دنيا، جراحي قلب رباتيك انجام مي دهند مي گويد: تحريم هاي آمريكا و همچنين اطمينان نداشتن شركت سازنده از نحوه به كارگيري صحيح ربات جراح، باعث شده است نتوانيم آن را به ايران وارد كنيم. پروفسور مه منش علاقه وافر و دلبستگي زياد به ايران را از جمله دلايل بازگشت به كشور پس از 36 سال عنوان مي كند و مي افزايد: هر ايراني در برابر وطنش مسئول و متعهد به اداي دين است.
دليل بازگشت به ايران
او كه برگشته است تا تجربيات گرانبهاي چندين دهه اش را در اختيار جوانان خلاق و فعال كشور بگذارد، مي گويد: استعداد، ابتكار، پويايي و خلاقيت جوانان در پيوند با تجربيات افرادي مثل من براي پيشرفت كشور بسيار مهم و سرنوشت ساز مي باشد، به همين دليل لازم است دولت براي انتقال دانش، محققان و دانشمندان ايراني خارج از كشور به ايران، سرمايه گذاري و برنامه هاي دقيقي تدوين كند.
پروفسور مه منش با توجه به تخصصش در زمينه جراحي قلب و عروق تاكيد مي كند: داشتن قلبي سالم به عوامل مختلفي بستگي دارد ولي بايد توجه داشت كه دوري از استرس و فشارهاي عصبي بهترين محافظ قلب شما در برابر بيماري ها خواهد بود. در جراحي رباتيك، جراح به صورت مستقيم و از طريق دستانش با بافت هاي بدن بيمار در تماس نيست و بايد صرفا با تكيه بر تجربيات ذهني كه در جراحي هاي معمولي كسب كرده است و نيز پيام هايي كه با هر حركت جراح از سوي دستگاه مخابره مي شود، متوجه صحت و توالي حركت هاي خود در جريان عمل شود.
ضميمه ها:
بيوگرافي كامل پروفسور هرمز مه منش :
پروفسور هرمز مهمنش
استاد جراحی قلب و عروق از آلمان و آمریکا
متولد در تهران 1336
اقامت دائم در اروپا و آمریکا 1348-1384
تحصیلات دبیرستانی
دبیرستان خوارزمی در تهران تا کلاس هفتم
پس از آن در آلمان / مونیخ تا دیپلم
تحصیلات دانشگاهی
فوق لیسانس روانشناسی از دانشگاه لاندا / آلمان با معدل "22" (سه بار در تاریخ دانشگاه اعطا شده)
دکترا در "انستیتو ماکس پلانک"- بخش تحقیقات مغز با معدل 20
دکترای پزشکی با معدل 20 از دانشگاه مونیخ / آلمان 1988 میلادی
درجه استادی دانشگاه فنی مونیخ 2000 میلادی
دوران تخصص جراحی قلب
دانشگاه هیدلبرگ / آلمان
دانشگاه واشنگتن / سنت لویز / آمریکا
سمتها با قرارداد مادام العمراز دانشگاه
مدیر بخش جراحی روباتیک مرکز قلب دانشگاه مونیخ 1998-2001
مدیر بخش پیوند قلب مرکز قلب دانشگاه مونیخ 1998-2001
معاون کل دپارتمان جراحی قلب و عروق دانشگاه مونیخ 1998-2001
مدیر بخش الکتروفیزیولوژی جراحی قلب دانشگاه هایدلبرگ 1992-1998
جراح ویژه بخش پیوند قلب دانشگاه هایدلبرگ 1995-1998
جوائز و افتخارات
جایزه بنیاد "فرید ریش ابرت" بعنوان دانشجوی استثنایی 1980-1982
جایزه ایالت باواریا برای دانشجویان نابغه خارجی 1983-1988
جایزه برای دکترای استثنایی ماکس پلانک 1987-1989
جایزه ایالت فالز برای تحقیقات استثنایی 1987-1989
جایزه دانشگاه فنی مونیخ برای اختراعات در جراحی قلب 1995
پذیرش برای رشته پزشکی دانشگاه مونیخ بعنوان رشته دوم فوق تحصیل از میان بیش از 400 متقاضی از تمام دنیا بعنوان تنها دانشجو در سال 1983
اعتای معدل "22 با افتخار" از دانشگاه لاندا برای سومین بار در طول تاریخ دانشگاه
اولین عمل کامل دریچه میترال با سیستم رباتیک در دنیا 2000
پیشگام جراحی رباتیک و مدیریت یکی از اولین مراکز جراحی قلب رباتیک در دنیا

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 13:35  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

خانمها بخوانند

بهداشت دوران بارداری/ قسمت دوم

در ادامه مبحث قبل، بهداشت مادر در دوران

بارداری را پی می گیریم.

از زمانهای گذشته نیز این موضوع را دریافته بودند که هر چه مادر در طول مدت حاملگی از تغذیه مطلوبتری برخوردار باشد، رشد و نمو جنین نیز بهتر خواهد بود. همچنین اگر مادر از نظر روحیات عاطفی، آسایش و آرامش بیشتری داشته باشد، به همان میزان فرزند آینده اش از نظر عاطفی، روحی و جسمی از موقعیت مطلوبی برخوردار خواهد بود و از نظر هوشی و ذهنی نیز پیشرفت قابل توجهی خواهد کرد.

این موضوع را می توان در مورد فرزند اول هر خانواده ای دریافت. بیشتر فرزندان اول خانواده ها به واسطه توجه بیشتر پدر و مادر (از دوران بارداری تا تولد و بعد از آن) از وضعیت جسمی، روحی و عاطفی بهتری بهره مند می گردند و به دنبال آن از نظر پیشرفتهای علمی ـ اجتماعی و اقتصادی نیز موقعیت ممتازی پیدا می کنند اما هر چه بر تعداد فرزندان افزوده شود، به تدریج و به ترتیب از توجه پدر و مادر به فرزندان بعدی کاسته شده، کودک دچار توقف رشد و تکامل می شود و استعدادهای بالقوه اش شکوفا نخواهد شد. ناگفته نماند که این موضوع به موقعیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هر خانواده ای نیز مربوط می شود.

در بحث قبلی به مراقبتهای دوران بارداری در مورد بهداشت تغذیه، کنترل روند سلامت مادر و جنین و مسافرت در دوران حاملگی اشاره کردیم. در ادامه مراقبتهای دوران بارداری، عوامل مهم دیگری را نیز مورد بررسی قرار می دهیم.

تجویز و مصرف دارو در دوران حاملگی

در مراکز درمانی با مادرانی روبه رو می شویم که با وجودی که حامله هستند بدون توجه به عوارض خطرناک داروها اقدام به مصرف دارو می کنند و متأسفانه برخی از پزشکان و ماماها!! نیز اقدام به تجویز بعضی از داروهای ممنوعه می نمایند که به طور جدی، سلامت جنین و مادر را در معرض خطر قرار می دهند. امروزه در سطح زایشگاههای دولتی و بویژه خصوصی با مراجعینی روبه رو می شویم که تقاضا می کنند تا با استفاده از دارو سقط جنین صورت گیرد! گاهی مشاهده می شود که برخی از زنان به دلیل عدم آگاهی یا عدم رعایت روشهای پیشگیری از بارداری، حامله می شوند و از نظر روانی گاهی از نتیجه این حاملگی ناخواسته متنفر می شوند. بدین جهت، به اقدامات ناشایسته ای از قبیل متوسل شدن به وسایل و داروهای محرک سقط دست می زنند و این یکی از خطرناکترین موارد تجویز یا مصرف خودسرانه دارو می باشد که مجموعه پزشک، ماما، پدر و مادر مرتکب آن می شوند، در حالی که با یک اقدام پیشگیرانه ساده می توان از بروز این حوادث جلوگیری کرد، متأسفانه، گاهی برخی از همکاران پزشک و بخصوص ماماها اقدام به تجویز داروهای محرک سقط و برخی داروهای هورمونی می نمایند. چنین افرادی بدون اینکه عوارض خطرناکی از قبیل نقص عضو یا امکان ابتلای نوزاد دختر به سرطان سینه بر اثر تجویز پروژسترون و سایر داروهای هورمونی را در نظر داشته باشند مرتکب عملی می شوند که عواقب وخیمی برای مادر و جنین به بار می آورد. گاهی پدر و مادر بخصوص مادران به دلیل ضعف فرهنگی و کمی دانش با ارایه اطلاعات نادرست، پزشک معالج را دچار اشتباه می کنند. ولی به هر حال، این وظیفه رادیو، تلویزیون، مجلات و مراکز بهداشتی و درمانی کشور است که سطح آموزش و اطلاعات مادران را افزایش دهند و والدین را از این اقدامات بر حذر دارند. گاهی اتفاق می افتد که خانمی برای اینکه به قول خودش از شر جنین ناخواسته اش راحت شود، به هر وسیله و شیوه ای متوسل می شود و گاه که موفق نمی شود، دچار نگرانیهای روحی و عاطفی شده، به شدت از به دنیا آوردن نوزاد ناقص دچار هراس و وحشت می گردد.

در ریشه یابی علل مصرف بی رویه و غیر علمی داروها در دوران حاملگی، به چند نکته اشاره می کنیم:

1ـ فرهنگ دارو و درمان تا کنون وضعیت نامطلوبی داشته است. بیماری که به پزشک مراجعه می کند، همیشه و تقریبا بدون استثناء انتظار تجویز دارو از طرف پزشک را دارد و گاه پزشکی که نسخه طولانی تری داشته باشد و داروی بیشتری تجویز نماید، بخصوص اگر تعداد داروهای تزریقی بیشتر باشد، در بین مردم از محبوبیت بیشتری برخوردار است. این یکی از آشکارترین مشکلات درمانی کشور محسوب می شود.

متأسفانه جایگاه علمی و اجتماعی پزشکانی که تنها در صورت لزوم و ضرورت، اقدام به تجویز دارو می نمایند و بیشتر بر آگاهی بهداشتی مردم تکیه و تأکید دارند ناشناخته است و بیشتر مردم او را پزشک بی تجربه و بی اعتنا به دارو می دانند. این موضوع، باعث می شود که پزشکانی که تسلیم رضایت ظاهری بیماران نمی شوند، تحت فشار بیشتری قرار گرفته و آن دسته از پزشکان اندکی که نسخه خود را با میل بیمار تجویز نموده و هدفشان جلب رضایت ظاهری بیماران است کارشان رونق بیشتری پیدا کند. یکی از موارد این گونه مداوای غلط، تجویز داروهای تزریقی است که تنها و تنها در بیمارستان و برای بیماری که بستری و تحت نظر و مراقبت ویژه است باید تجویز گردد، در صورتی که مشاهده می شود که بدون حساب و کتاب، اقدام به تجویز این گونه داروها برای بیماران سرپایی و گاهی خانمهای باردار می شود.

2ـ مصرف خودسرانه دارو توسط خانمهای باردار نیز یکی از عوامل خطرناک در دوران بارداری است که می توان به تناسب دارو، اثرات تراتوژنیک مختلفی در بر داشته باشد. خانمهای حامله باید بدانند که حتی مصرف داروهای مسکن نیز می تواند اثرات ناگواری بگذارد.

3ـ برخی از خانها که دچار حاملگی ناخواسته می شود، تصمیم می گیرند با استفاده از دارو سقط جنین کنند و تقاضای تجویز این گونه داروها را از سوی پزشکان دارند. بر اساس مواردی که در کلینیک با آنها برخورد می شود، بیشتر این خانمها تعداد فرزندانشان بیش از سه فرزند است و عنوان می کنند که به دلیل عدم رعایت روشهای پیشگیری از بارداری، دچار حاملگی ناخواسته شده اند و از نظر روحی، خانوادگی و اقتصادی آماده پذیرش این فرزند نمی باشند.

4ـ عدم آگاهی پدر و مادر از فاصله گذاری بین فرزندان و روشهای ساده پیشگیری از حاملگی نیز یکی از دلایل عمده ایجاد مشکلات و معضلات بهداشتی جامعه است.

مسؤولین خانواده یعنی والدین نیز باید بر تمام امور فرهنگی ـ اقتصادی اجتماعی خود مسلط باشند و از جمله باید برای تعداد مناسب فرزندان و فاصله گذاری مناسب بین آنها برنامه داشته باشند و گرنه دچار سرنوشت تأسفبار بعضی خانواده ها خواهند شد که دچار حاملگی ناخواسته و به دنبال آن فرزندان ناخواسته خواهند شد. روشن است که یک فرزند ناخواسته که پدر و مادر و حتی مادر در فکر سقط او بوده است، از نظر جسمی ـ روحی و عاطفی، به شدت آسیب پذیر است و آینده چنین کودکی با مخاطرات جدی رو به روست و خانواده و اجتماع، متحمل خسارت عمده ای می شوند.

بنابراین، با توجه به گزارشات جدیدی که در مود تراتوژن بودن تقریبا تمام داروها رسیده، بهتر است از تجویز هر نوع دارویی در دوران حاملگی خودداری شود. باید یادآور شویم که به دلیل اینکه در سه ماهه اول حاملگی، ساختمان اندامها و اعضای مختلف جنین تشکیل شده و شکل واقعی خود را پیدا می کند، تجویز دارو در این دوره خاص از حاملگی، بسیار پرمخاطره است و تنها باید در مواردی اقدام به تجویز دارو برای یک خانم باردار نمود که ضرورت و فوریت داشته باشد و جان مادر و جنین در معرض خطر جدی قرار گیرد و حتی میزان تجویز هر داروی ضروری نیز باید محدود به حداقل مقدار مؤثر آن باشد. خانواده های محترم و بخصوص مادران باردار باید از مصرف خودسرانه دارو جدا بپرهیزند.

آیا مادران شاغل می توانند در دوران حاملگی

به کار ادامه دهند؟

تا حدودی بیشتر زنان باردار قادر خواهند بود به طور تمام وقت یا نیمه وقت به کار خود ادامه دهند و اینکه تا چه زمانی از مراحل حاملگی، اشتغال بلامانع است، به نوع اشتغال، مخاطرات محل کار و ارتباط با مواد شیمیایی و رادیواکتیو، سیاست حاکم بر جامعه و کارفرما در ارتباط با خانمهای باردار و عوارض احتمالی بارداری و شرایط فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هر جامعه بستگی دارد. دیده شده که برخی از خانمها تا آخرین روز حاملگی نیز به طور فعال کار می کنند و با هیچ عارضه ای نیز روبه رو نشدند. به هر حال، یک خانم حامله باید در موقع کار، جهت جلوگیری از خطرات احتمالی یا خستگی استراحت بیشتری نسبت به زنان غیر حامله داشته باشد.

استحمام در زمان بارداری بسیار خوب و حتما ضروری است، اما خانمهای حامله باید در سه ماه آخر باداری بیشتر مراقب باشند، چون ممکن است به علت وزن زیاد، دچار عدم تعادل شده و به زمین بخورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 12:18  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

خانمها بخوانند

بهداشت و تغذیه مادر

مادر چه قبل و چه در دوران حاملگی باید ارزش مواد غذایی را بشناسد و یاد بگیرد که از چه نوع ماده غذایی و به چه اندازه استفاده کند. در خانواده های فقیر، تغذیه مادر از کیفیت نامطلوبی برخوردار است و سوء تغذیه می تواند رشد جنین را به مخاطره بیندازد و نیز باعث ضعف جسمانی مادر شود که در پی آن میزان شیر مادر به شدت کاهش یافته و ضربه جبران ناپذیری به کودک وارد خواهد شد.

به طور کلی مواد غذایی به سه دسته مهم قند، چربی و پروتئین تقسیم می شوند که مادر باید کالری مورد نیاز روزانه اش را از این مواد تأمین نماید. همچنین مواد معدنی و ویتامینی نیز از عوامل ضروری برای سوخت و ساز بدن هستند. یک مادر به طور متوسط /2700 کالری انرژی در روز لازم دارد که بایستی به طور متناسب از مواد پروتئینی، چربی و قندی تأمین گردد.

مواد پروتئینی به ماده غذایی گفته می شود که باعث ترمیم و ساختن سلولها و رشد دوباره بدن مادر و جنین می شود. مواد پروتئینی دارای دو منشأ گیاهی و حیوانی هستند، ولی به طور کلی مواد پروتئینی حیوانی ارزش غذایی بیشتری دارند. مهمترین مواد پروتئینی شامل پسته، گردو، بادام و بادام زمینی، نخود، لوبیا، باقلا، عدس، ماش، غلات، سیب زمینی، انواع گوشت و فراورده های گوشتی می باشد.

چربی نیز دارای دو منشأ گیاهی و حیوانی است. چربیهایی که مصرف روزمره دارند مثل کره، روغن حیوانی و روغن نباتی به صورت جامد هستند و چربیهایی مثل شیر و فراورده های آن، گردو، روغن زیتون و ذرت جزء چربیهای مایع می باشند. چربی شیر بیش از سایر مواد، انرژی تولید می کند.

علاوه بر مواد بالا، قندها، انواع ویتامینها و املاح از قبیل کلسیم، فسفر، آهن، مس، روی، منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلر نیز برای بدن و دخالت در فعالیتهای متابولیک ضروری است و مهمتر از همه اینها، آب است که ماده ای حیات بخش و نشاط آور بوده و زندگی و شادابی انسان و گل و گیاه و سایر موجودات به این نعمت بزرگ الهی وابسته است.

تأثیر تغذیه بر رشد جنین و سلامت مادر

تغذیه صحیح و کامل مادر در رشد و تکامل طبیعی جنین تأثیر بسزایی دارد. رژیم غذایی یکی از مراقبتهای بهداشتی بااهمیت است. عدم رعایت بهداشت تغذیه و افراط و تفریط در غذا خوردن، اثرات مخرب و مختل کننده رشد جنین را در پی دارد. افزایش و کاهش وزن مادر بی درنگ بر وزن نوزاد اثر می گذارد. مادران بارداری که ناخوش یا کم وزن هستند و نیز دختران جوانی که هنوز به رشد کامل نرسیده اند، نسبت به گروه سنی طبیعی خود به تغذیه کاملتر و مناسبتری نیاز دارند.

رژیم غذایی در دوران حاملگی

شیر حدود دو لیوان (نیم لیتر)، آب میوه به اندازه کافی، گوشت قرمز یا سفید، تخم مرغ، سیب زمینی، حبوبات و پنیر (دو وعده در روز) و سبزیجات به اندازه کافی یک رژیم غذایی کامل را برای مادران باردار تشکیل می دهد.

شیر، غذایی ارزان و در دسترس و ضروری برای مادر و جنین است. شیر حاوی مقدار کافی کلسیم، پروتئین و چربی است که می تواند نیاز روزانه کلسیم یک خانم باردار را برآورده سازد. روزی دو لیوان شیر، همراه با سایر مواد غذایی کلسیم مورد نیاز بدن را تأمین می کند. مصرف شیر می تواند به صورت شیر یا سایر فراورده های آن باشد.

به دلیل اینکه بسیاری از زنان باردار در ابتدای آبستنی، «آنمیک» یا کم خون هستند، تجویز روزانه آهن با نظر پزشک الزامی است؛ ولی به طور معمول خانمهای حامله باید از ماه چهارم آبستنی، قرص آهن یا سایر ترکیبات آهن را شروع کنند. ناگفته نماند که چنانچه غذای مناسب و تازه به اندازه کافی در اختیار زنان حامله قرار بگیرد و اشتها خوب باشد و حالت «ویار» نیز در کار نباشد، تجویز مواد معدنی یا ویتامین اضافی لازم نیست. ضرورت کلسیم و فسفر بیشتر برای مادر به این علت است که نیازهای متابولیک جنین را تأمین نماید.

در مراکز بهداشتی یکی از وظایف واحد بهداشت مادر و کودک، کنترل وزن مادر و کودک است. خانم بارداری که از تغذیه مناسب و صحیح برخوردار باشد، به تدریج در طول حاملگی، حدود چهارده کیلوگرم به وزن او اضافه می شود که حدود پنج کیلوگرم آن محصولات حاملگی است که شامل جنین و جفت می باشد و حدود 2/1 کیلوگرم افزایش وزن رحم، 3/1 کیلوگرم افزایش وزن سینه ها، 8/1 کیلوگرم افزایش پروتئین، 6/1 کیلوگرم افزایش حجم خون و دو کیلوگرم افزایش وزن آب بین نسجی است.

باید یادآور شویم که افزایش وزن بی رویه در طول حاملگی می تواند خطراتی را به بار آورد که مراقبت دقیق و کنترل وزن مادران آبستن را ضروری می سازد، به دلیل اینکه اگر افزایش وزن به طور ناگهانی صورت گیرد، خطر بروز بیماریهایی نظیر پره اکلامپسی و اکلامپسی * را در پی دارد: به طوری که افزایش وزن بیش از 8/1 کیلوگرم در ماه، طی دو ماه متوالی از ماههای آخر آبستنی، اغلب نشانه ای از بروز این بیماری است. افزایش متوسط وزن مادر، خطر تولد نوزاد کم وزن و مرگ و میر نوزادان را کاهش می دهد. بنابراین، اگر وزن یک خانم باردار، کمی افزایش یابد و یا افزایش بیش از حدی پیدا کند، این گروه از حاملگیها، جزء حاملگیهای پرخطر می باشند. همچنین به دلیل اینکه در جریان حاملگی، بدن با مکانیسمهای خاصی قادر است تا حدود 10% وزن خود، احتباس مایع ایجاد نماید، ضروری است که در جریان حاملگی در فواصل منظم وزن و فشار خون به دقت کنترل شود. این امر با تشکیل پرونده برای خانمهای آبستن در مراکز بهداشتی به راحتی امکان پذیر است.

باید توجه داشت که در دوران حاملگی لازم است روزانه حداقل دو تا سه لیتر مایع مصرف شود تا اعمال متابولیک بدن انجام شده و مواد اضافی دفع گردد. با توجه به اینکه مصرف زیاد نمک و مواد حاوی سدیم می تواند منجر به احتباس شدید آب و ورم بدن و به دنبال آن افزایش فشارخون شود، تا زمانی که کلیه ها به طور طبیعی کار می کنند مصرف مایعات بدون سدیم به دفع مقادیر کم سدیم کمک می کند و خطر بروز احتمالی ورم بدن کاهش می یابد.

مراقبتهای بهداشتی ویژه در جریان آبستنی

طبیعی

مادران باید این آگاهی را کسب نمایند که به هر شکل ممکن، از خود و جنین مراقبت نمایند. وظیفه مراکز بهداشتی دادن آگاهیهای لازم و ضروری در این خصوص است. هر خانم بارداری باید به یک مرکز بهداشتی درمانی مراجعه نماید و پرونده تشکیل بدهد. این برنامه باید طوری تنظیم شود که خانم باردار تا هفته 32 حاملگی هر ماه یک بار و بعد از آن هر هفته یک بار مورد معاینه قرار گیرد. در هر مراجعه باید وزن و فشار خون، کنترل شده و در پرونده بهداشتی مادر ثبت شود. در سه ماهه دوم، معاینات از روز شکم باید انجام شود. مادر باید در هر مراجعه وضع سلامت خود و یا بیماری و نگرانیهای خود را بیان نماید و پزشک مرکز بهداشت توصیه های بهداشتی و درمانی لازم را به او یادآور شود.

اقدامات اولیه ای که باید در واحد بهداشت مادر و کودک انجام شود عبارتند از:

1ـ ثبت مشخصات مادر و تاریخ مراجعه.

2ـ فشارخون مادر باید در هر مراجعه، کنترل و در پرونده ثبت گردد.

3ـ جهت پی بردن به وجود آلبومین و گلوکز در ادرار باید آزمایش کامل ادرار نیز درخواست شود، تا در صورت وجود آلبومین و گلوکز در ادرار بیمار از نظر برخی بیماریهای احتمالی، بررسی بیشتری صورت گیرد.

4ـ از هفته 32 حاملگی باید اقدام به معاینات از روی شکم نمود تا موقعیت و وضع جنین در رحم مشخص شود.

5ـ آزمایش هموگلوبین و هماتوکریف مادر باید در هفته 32 حاملگی با نظر پزشک تکرار شود و در صورت وجود کم خونی درمان گردد.

6ـ در صورت بروز هر گونه لکه بینی یا خونریزی در جریان حاملگی باید به سرعت به پزشک مراجعه شود تا ضمن معاینات لازم، اقدامات درمانی صورت گیرد.

7ـ خانمهای حامله باید در نظر داشته باشند که عدم رعایت بهداشت و نظافت مجاری ادراری می تواند عوارض وخیمی را به بار آورد. بدین خاطر، توصیه می شود که ضمن رعایت نکات بهداشتی مربوط، دستها را با آب و صابون بشویند.

مسافرت در جریان حاملگی

خانمهای حامله باید از مسافرتهای طولانی و دشوار خودداری نمایند، ولی اگر مجبور به سفرهای خیلی طولانی هستند، بهتر است که این مسافرت با هواپیما صورت گیرد. کلیه هواپیماهای مسافربری دارای سیستمهای تنظیم فشار هوا می باشند و ماسک و کپسول اکسیژن در صورت ضرورت و در مواقع اضطراری در اختیار مسافرین قرار می گیرد. خانمهایی که در جریان حاملگی با هواپیما مسافرت می کنند، بهتر است در هر سی دقیقه درجا حرکت کنند تا از توقف گردش خون وریدی جلوگیری شود.

بنا به تصمیم سازمان هواپیمایی جهانی اگر خانم حامله ای در جریان مسافرت هوایی در هواپیما زایمان کرد، نوزاد او می تواند برای همیشه از مسافرت رایگان با هواپیما استفاده کند. اما بیشتر خطوط هوایی در ماه آخر آبستنی به خانمهای حامله اجازه مسافرت با هواپیما را نمی دهند. مبادا زن حامله در هواپیما زایمان کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 12:14  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

جوانان دم بخت بخوانند

ناسازگاري در زندگي زناشويي

با اتخاذ روش هاي ساده مي توان از بروز بسياري اختلافات جلوگيري کرد. متأسفانه هنوز در جامعه ما ازدواج هاي تحميلي، شرايط سني نامتناسب و ازدواج مجدد ديده مي شود و هنوز بسياري از جوانان تنها با دل خود پا پيش مي گذارند و وارد زندگي زناشويي مي شوند. آنچه در اينجا به آن مي پردازيم، آيين همسريابي نيست، بلکه قصد داريم با بيان دلايل اصلي بروز اختلاف ميان همسران و روش هايي ساده براي احتراز از آنها، قدمي در راه بهبود بخشيدن به روابط داخلي خانواده برداريم.

در حالي که امروزه بيشتر ازدواج ها با عشق صورت مي گيرد و هر دو طرف قصد دارند به يکديگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما در طول زمان مسائلي پيش مي آيد که مي تواند به جدايي، يا يک زندگي مشترک بدون احساس، عشق و همراهي منجر شود. علي رغم کوشش هاي همسران - بيشتر به خاطر وجود بچه ها - براي نرسيدن به مرحله جدايي، بسياري از پيوندهاي زناشويي به طلاق رسمي و درصد بالايي از مابقي نيز به طلاق عاطفي منتهي مي شود. ازدواج يک مبارزه است که امکان بروز پيش آمدهاي منفي در آن بسيار است، يک زوج دانا بايد بتوانند آنها را بشناسند، پيش بيني کنند و به آنها رسيدگي نمايند.

خشم مي تواند به شکل هايي چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.

اما عوامل مشکل آفرين چه هستند؟

به بخشي از اين مسائل توجه کنيد:

- اعتماد به نفس اندک و احترام نگذاشتن به خود مي تواند رابطه اي را پايه گذاري کند که در آن، اين شخص مدام در حال تعريف و تمجيد از طرف مقابل خود است. چنين شرايطي بالاخره او را خسته خواهد کرد و فرد با شنيدن کوچکترين تعريف و تمجيدي، به کسي غير از همسر خود متمايل خواهد شد.

- داشتن تعريفي خشک و انعطاف ناپذير از نقش همسران در زندگي به طوري که هيچ فضايي براي آزادي عمل، تغيير و تحول و رشد شخصيت افراد باقي نمي گذارد. هنگامي که يکي از طرفين اجباراً نقشي را بپذيرد که با خود او متفاوت است، صميميت و تبادل نظر بين زوجين کاهش مي يابد. مثلاً خانمي که مدرک فوق ليسانس دارد، مجبور به خانه داري شده و مي خواهد پس از اين که فرزندانش به سن مدرسه رسيدند، وارد بازار کار شود، يکي از موارد متعددي است که شخص در جاي نادرست قرار گرفته و ناخشنود است.

- کوشش براي رسيدن به کمالي که با تعاريف فرد مقابل جور دربيايد و به عبارتي تبديل شدن به کمال مطلوبي که از خود واقعي شخص فرسنگ ها فاصله دارد.

اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت بوده، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي تبديل شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد رسيد.

- يک تأثير منفي بچه دار شدن مي تواند اين باشد که شوهر، از شخص شماره يک همسر خود، به شخص شماره دو تنزل مي کند. در همين زمان است که زن احساس مي کند شوهرش به او بي توجهي مي کند و زحماتش را در امر نگهداري از فرزند ناديده مي گيرد. هر قدر که اين حس متقابل کم ارزشي در زوج قوت بگيرد، فرزندان به نظر آنها بيشتر تحميلي مي آيند و روابط خانواده به طور فزاينده اي سست مي شود.

 

تابلو THE LOVERS اثر پيکاسو (اين تابلو زني را نشان مي دهد که به همسرش تکيه کرده)

- تعريف سنتي نقش زن، اين است که از يک وابستگي به وابستگي بعدي منتقل مي شود و اين مي تواند براي مردي که ذاتاً ضعيف است و نمي تواند بار سنگين زندگي را به دوش بکشد، ناگوار باشد. بسياري از زنان با پيشينه سنتي، خود را در سايه مردان شناخته اند، اول پدر، بعد نامزد، شوهر و بالاخره پسر. اين زنان بيشتر به ظاهر خود مي پردازند، مدام در باره ضعف و ناتواني خود صحبت مي کنند و ممکن است دچار حسادت شديد هم باشند. اين مورد اخير مي تواند يک عامل مزاحم و دائمي باشد که حتي در زماني که شوهر وفادار و صادق است نيز، حضور دارد.

- در جوامع امروز ممکن است نقش هاي سنتي زن و مرد معکوس شود و اين زن باشد که شغلي مهم و پردرآمد داشته و مرد تنها براي انجام وظايف زناشويي حضور دارد. زن در چنين شرايطي، ممکن است به سمت مرد ديگري که از نظر شغلي قدرتمندتر از اوست، جلب شود و علاقه خود را به شوهرش از دست بدهد.

ازدواج با کسي که او را نه براي آنچه هست، بلکه براي آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک است. تغيير دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي شده و نشانه عدم رضايت از شريک زندگي است.

- نداشتن ارتباط کلامي و تبادل نظر صحيح قبل و بعد از ازدواج. بيشتر افراد گفتگو درباره مسائل ظريف حياتي درباره مذهب، بچه دار شدن، تحصيلات فرزندان، نيازهاي جنسي و عوامل ناسازگار ديگر را جدي نمي گيرند و از انجام آن طفره مي روند. آنها به غلط تصور مي کنند که عشق بر تمام اين مشکلات پيروز مي شود و هر اختلافي را حل مي کند.

- جا به جايي ناسازگاري هاي زناشويي به اين ترتيب که اختلافات، خواسته ها و اهداف متفاوت زوج، در شخص سومي که معمولاً فرزند ارشد آنهاست، متجلي مي شود. اين فرزند هيچ راه فراري ندارد و در يک موقعيت نامعقول گرفتار شده است. يکي از اين موارد متهم کردن فرزند به صفات ناپسند يکي از والدين است «تو مثل پدرت تنبلي»، «تو هم مثل مادرت منطق سرت نمي شود» و ... اين فهرست مي تواند تا مدت ها ادامه پيدا کند. متأسفانه اين روش در حالي که موجب رضايت زن و شوهر مي شود، فرزند بخت برگشته را با انبوهي از انواع صفات ناگوار و اغلب نادرست، بمباران مي کند.

- خشم نا بجا موجب مي شود که مدام اشخاص مورد علاقه خود را برنجانيم. ابراز نادرست خشم ناشي از مشکلات شخصي در محل کار يا عدم رضايت از نقش خود در خانواده در اکثر موارد، شخص بي گناهي را آماج تيرهاي خشم ما قرار مي دهد. البته افراد اندکي وجود دارند که بر روي واقعيت تمرکز مي کنند و ديگران را مقصر نمي دانند، اما بيشتر ما، در اين دسته جا نداريم.

- گاهي همسران براي حفظ رابطه اي که به نظر مطلوب مي رسد، از موارد مهمي چون جنبه هاي شخصيتي، زمينه خانوادگي، مذهبي، نژادي، تحصيلي و...سرسري مي گذرند در حالي که چنين مواردي مي توانند در رابطه نقش بنياديني داشته باشند. همچنين، رفتارهايي که در گذشته با وجود عجيب بودن، برايمان جذاب بود، جذابيت خود را از دست مي دهند و کاملا زجر آور مي شوند.

- شيوه هاي متفاوت برخورد با مسائل، به خصوص در حالي که هر دو طرف از اعتماد به نفس اندکي برخوردار باشند، مي تواند به حالتي تبديل شود که دو طرف مدام يکديگر را مقصر دانسته و نسبت به هم بي اعتماد شده و احترام خود را از دست مي دهند.

- مردان تمايل دارند که در گفتگوهاي خود از دليل و منطق و بازگو کردن کلمات قصار خردمندانه استفاده کنند، در حالي که زنان در سطح احساسات گرايانه تري به گفتگوي خود شکل مي دهند. يک مشکل رايج بين همسران، حرف زدن بدون شنيدن است. اگر هنگام گفتگو، نکته اي ناشنيده باقي بماند، صداها اوج مي گيرد، خشم بر هر دو طرف مسلط مي شود و گفتگو به بن بست مي رسد.

- افراد با کسب عادات و روش هاي توهين آميز و تهاجمي و به کار بردن مکرر آن، ضررهاي جبران ناپذيري به زندگي زناشويي خود وارد مي کنند. ممکن است طرف مقابل چنين افرادي مدتي با بردباري و مدارا رفتار کند تا همسر خود را حفظ کند، اما اين حالت به تدريج از بين مي رود.

- کوشش در راه تغيير افراد تا حدي که خارج از تحمل آنان باشد. گوشه و کنايه زدن مداوم در باره وزن، بي اطلاعي از موضوعي خاص، رمانتيک نبودن، بي علاقگي به ورزش و ... از جمله مواردي هستند که در اين دسته مي گنجد. ازدواج با کسي که او را نه براي آنچه هست، بلکه براي آنچه مي خواهيم از او بسازيم، مي خواهيم، کاري بسيار خطرناک است. تغيير دادن، اصلاح کردن و مانند آنها، از جمله رفتارهايي است که موجب دلسردي مي شود و نشانه عدم رضايت از شريک زندگي است.

به وجود آمدن خشم

عوامل متعدد بالا مي توانند موجب بحث هاي طولاني، سخنراني هاي يک طرفه، عدم درک متقابل، برداشت هاي نادرست و فقدان کامل محبت شود. اين مشکلات مي تواند زن و شوهر و فرزندان آنان را به طور زيان باري تحت تأثير قرار مي دهد به طوري که اثر آن تا نسل ها ادامه خواهد يافت.

خشم، به طور غير مستقيم به وجود يک ايراد کلي در زندگي زناشويي يا خارج از آن دلالت مي کند، اما متمرکز کردن آن بر روي شريک زندگي به اين معنا است که يک اشکال اساسي در اين رابطه وجود دارد. بيشتر اوقات عصبانيت نتيجه فرعي ِ داشتن حس ناديده گرفته شدن، تنها ماندن، خوار شدن، غير منصفانه قضاوت شدن، مورد خيانت قرار گرفتن يا از نظر احساسي ترک شدن است.

خشم نشانه اي از چنين فشارهايي است و تا حد امکان بايد آن را با خونسردي و منطق پاسخ داد. ممکن است تمام اين احساسات در نتيجه مشکلي حرفه اي(مانند بيکار شدن) پيش آمده باشد و حل آن، شعله هاي خشم را از همسر بي گناه دور نگه خواهد داشت.

خشم مي تواند به اشکال ديگري چون ضعف، بي ارادگي و تسليم نيز بروز کند. ترک کردن احساسات و زندگي مانند يک مرده متحرک نيز براي يک رابطه همانقدر خطرناک خواهد بود و در يک کلام، رابطه را خواهد کشت.

چه مي توان کرد؟

شناخت و درک چگونگي تخريب يک رابطه بسيار مهم است. يافتن مشکلي که موجب بروز خشم شده نيز از اهميت فراواني برخوردار است. همسران بايد مهارت هاي ارتباطي خود را افزايش دهند، عصبانيت طرف مقابل خود را درک کنند و زنجير طولاني درگيري ها را پاره کنند. بالا بردن صدا بلافاصله موجب برانگيخته شدن اقدامات دفاعي بدن در برابر حمله هاي روحي و جسمي مي شود و سد محکمي در توانايي برقراري ارتباط منطقي به وجود مي آورد.

يک نفر يا هر دو طرف بايد بر موقعيت غلبه کند و مسئوليت کار اشتباه خود را بپذيرد و با صداقت خود، اعتماد و صميميت طرف مقابل را جلب کند. اگر يک نفر بتواند جوابگوي مشکل شود و مسئوليت رفتارهاي مخرب يا نادرست خود را بپذيرد، موجب مي شود که طرف مقابل نيز همين رفتار را داشته باشد.

گاهي حضور يک واسطه بي طرف مي تواند دو طرف را متوجه چرخه نابودگر خشمي کند که موجب ناتواني در ارتباط برقرار کردن آنها شده است. اين شخص مي تواند اعتماد و صميميت را بين زوج برقرار کند. علاوه بر اين، اين واسطه مي تواند محيطي آرام ايجاد کند که در آن مسائل بهتر عنوان شوند و توافق و تفاهم، بدون بروز عصبانيت، حاصل شود.

در نهايت بايد گفت که اگر گفتگو و ارتباط فاقد صداقت باشد، و دو طرف راحت و باز و با حفظ احترام متقابل با يکديگر برخورد نکنند و توقعات نامعقول را وارد بحث کنند، مشکل همچنان باقي خواهد ماند. و اگر مسئله اصلي اين باشد که يک نفر به چيزي تبديل شود که نيست، اصولاً مشکل حل نخواهد شد و بحث به جايي نخواهد

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 11:57  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

جوانان دم بخت بخوانند

نقش ازدواج در سلامت روان جوانان

ازدواج يك امر طبيعي و فطري و يكي از نيازهاي ناگزير بشر است. كسي كه به اين نياز طبيعي پشت كند بدون ترديد، احساس كمبود خواهد كرد وچون برخلاف فطرت حركت مي كند، به دشواري ها و مشكلات جسمي ورواني برخورد مي نمايد. بي شك ، يكي از مهمترين عوامل فشارهاي رواني و استرس هاي رو به افزايش در دنياي امروز كه گريبانگير بسياري از جوانان است، عدم ازدواج به موقع آنان است.

دختران و پسران جوان ، درفراز و نشيب زندگي ، به محيطي امن و پايگاهي عاطفي نيازمندند و بهترين فردي را كه مي توانند براي تأمين اين نياز، برگزينند، همسراست. دختر و پسر جوان به وسيله ي ازدواج ، دركنار يكديگر از آرامش ، امنيت و سلامت روان برخوردارمي گردند.

خداوند متعال در اين باره مي فرمايد:

" و از نشانه هاي او اين كه ، همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا دركنارآنان آرامش يابيد، در ميانتان موّدت و رحمت قرار داد . در اين نشانه هايي است براي گروهي كه تفكر مي كنند".

رسول گرامي اسلام – صلي الله عليه وآله – نيز ، ازدواج را عامل ايجاد اخلا ق نيكو د رفرد مي داند و مي فرمايد:

" مردان وزنان بي همسر خود را به ازدواج يكديگر درآوريد ، چرا كه خداوند اخلاق آنان را نيكو مي سازد" .

امروزه ، پژوهش هاي جامعه شناسان و روان شناسان نيز، حاكي از ارتباط مثبت سلامت روان و ازدواج است. درهمين زمينه ، مطالعات اداره بهداشت عمومي امريكا درسال 1980 نشان مي دهد كه بين سلامت رواني و ازدواج ، ارتباط معني داري وجود دارد. افراد متأهل درمقايسه با افراد مجرد در وضعيت بهتري از سلامت رواني قرار دارند. نشانه هاي نوروتيكي درمقايسه ، كمتر در آنها ديده مي شود و درصد كمتري از آنها دربيمارستان هاي رواني بستري اند. همين فوايد ازدواج و تشكيل خانواده ، يعني ايجاد اخلاق نيكو در افراد ، سلامت و بهداشت رواني ، انس ، آرامش ، مودت ورحمت است كه خانواده را بين ديگر نهادها ي اجتماعي ، ناهمانند و منحصر به فرد ساخته است به طوري كه از آن به عنوان ريشه اي ترين نهاد اجتماعي ياد مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 11:53  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

جوانان دم بخت بخوانند

ويژگيها و شرايط لازم دختر و پسر براي ازدواج

خانواده مهمترين نهاد اجتماعي و كوچكترين هسته ي جامعه است كه از يك زن و مرد و فرزندان آنان تشكيل مي شود . اساس و ركن اصلي خانواده به عنوان زيربناي جامعه ، ازدواج است . بدون ترديد ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثه زندگي هر انسان است ، به طوري كه موفقيت و يا شكست هر يك از زوجين مي تواند سرنوشت ساز باشد . به همين جهت ازدواج بايد بر پايهياصولي صحيح صورت گيرد تا موجبات رشد و شكوفايي افراد و در نتيجه جامعه را فراهم آورد . پس بر هر دختر و پسر ،لازم است كه قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر آيندهيخود اطلاعات كافي كسب كنند و سپس اقدام به ازدواج نمايند .

ما در جوامع مختلف و در جامعهيخود ، شاهد بسياري از ناسازگاريهاي خانوادگي و از هم پاشيدگيِخانواده ها هستيم كه مهمترين عواملآن ، عدم شناخت و درك صحيح زن و مرد از يكديگر و در نتيجه داشتن انتظارات و توقعات مبهم و غير واقع بينانه از يكديگر است .

اهميت و ضرورت ازدواج

ازدواج يك پيمان مقدس است كه در ميان تمام اقوام و ملل و در تمام زمانها و مكانها وجود داشته است . سنت ديرينه اي كه در آن زن و مرد زندگي مشتركي را آغاز مي كنند و پيمان مي بندند كه مُصاحب ، يار و غمخوار يكديگر را خوشبخت كنند ، خود و همديگر را بهتر بشاسند . به يكديگر عشق بورزند و با ازدواج خود بر تنهايي خويش پايان دهند .

ازدواج يك نياز و خواست طبيعي زن و مرد است و همه مكاتب سالم در جوامع بشري به ويژه مكاتب آسماني و خاصه دين مُبين اسلام بر آن صحه نهاده و پيروان خود را به ازدواج دعوت و ترغيب كرده است . پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايد : هيچ بنايي در اسلام بنيانگذاري نشده است كه نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد .

بنابراين فوايد بسياري بر ازدواج مترتـّب است ، زيرا ازدواج از فطرت و آفرينش ويژه انسانها مايه مي گيرد و از ضروريات زندگي انسان به شمار مي آيد .

هدف از ازدواج

ازدواج از ضروريات زندگي انسان به شمار مي آيد و هدفها و نيازهاي بي شماري را تأمين مي كند . از جمله مهمترين هدف هاي ازدواج مي توان نيل به آرامش و سكون ، بقاي نسل ، تكميل و تكامل ، سلامت و امنيت اجتماعي و سرانجام تأمين نيازهاي رواني ـ اجتماعي در فرد را نام برد .

1) نيل به آرامش و سكون

مهمترين نيازي كه بر اثر ازدواج تأمين مي شود ، نياز به آرامش، امنيت و آسودگي است . اين نياز كه در سرشت آدمي ريشه دارد به حدي حائز اهميت است كه خداوند متعال در بيان فلسفه ازدواج در سوره روم ، آيه 21 چنين مي فرمايد : « يكي از آيات الهي اين است كه براي شما از جنس خودتان جفتي را بيافريد تا با او انس بگيريد و آرامش بيابيد و در بين شما دوستي و مهرباني قرار داد ، و در اين امر براي افرادي كه اهل تفكر باشند ، آيات و نشانه هايي وجود دارد .» بنابراين قرار دادن زوج ( همسر ) براي هر فرد،موجب آرامش و امنيت خاطر است و ايجاد محبت و الفت بين زن و مرد در زندگي خانوادگي نيز از نشانه هاي حكمت و رحمت پروردگار است، در واقعمحيط خانه وسيله آرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است

.

2) تكميل و تكامل

هيچ انساني به تنهايي كامل نيست ، به همين جهت پيوسته در جهت جبران نقص و كمبود خويش تلاش مي كند . دختران و پسران جوان پس از دوران بلوغ و جواني ضمن آنكه در صدد رسيدن به استقلال فكري هستند براي جبران نواقص خود و تأمين نيازهاي بي شمار خويش به سوي ازدواج سوق داده مي شوند ، و با گزينش همسري شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مي كنند . هنگامي كه فرد در كانون يك زندگي مشترك قرار مي گيرد ، در سايه انس و الفت و محبت و روابط نزديك و صميمانه ، بيشتر احساس مسئوليت مي كند ، استقلال مي يابد ، زندگي خويش را هدفدار مي كند و از ثمرات كسب و كار و تلاش خود در واحد خانواده نوبنياد خويش بهره مي گيرد .

در زندگي زناشويي زن و مرد از تشويقها ، حمايتها ، رهنمودها و كمكهاي يكديگر بهره مند مي گردند در برخورد با مسائل و مشكلات زندگي از تعاون و همكاريهاي همسر خويش استمداد مي جويند . به همين دليل برخورداري از همسري مؤمن و شايسته يكي از بزرگترين نعمت هاي الهي است كه براي دنيا و آخرت انسان سودمند خواهد بود .

3) سلامت و امنيت اجتماعي

ازدواج و بناي خانواده،يكي از ارزشمندترين و مقدس ترين اقدامات براي هر انسان تلقي مي شود ، به گونه اي كه هيچ اقدام اجتماعي ديگري را نمي توان از جهت ارزش با آن مقايسه كرد . خانواده يك گروه و واحد اجتماعي استکهدر برگيرندهيبيشترين ، عميق ترين و اساسي ترين مناسبات انساني مي باشد . ازدواج و تأسيس كانون خانوادگي،براي سلامت،امنيت و سعادت اجتماع ، سودمند و ضروري است . هر گاه جوان ها به موقع ازدواج كنند ، به كانون گرم خانواده دل ببندد و بنياد خانواده مستحكم باشد ، به گونه اي قابل ملاحظه از فسادها ، پليديها ، انحرافها، بي بندو باريها ،قتل ها و جنايت ها كاسته خواهد شد

4) تأمين نيازهاي رواني ـ اجتماعي

ازدواج از نظر طبيعي براي انسان نوعي كمال محسوب مي شود و انسان بر اساس قانون آفرينش و حكم فطرت ، براي تأمين نيازهاي مختلف رواني ـ اجتماعي خود و نيز براي بقاي نسل ، آرامش جسم و روان و حل مشكلات گوناگون زندگي به ازدواج نيازمند است .

ويژگيهاي لازم براي ازدواج

مشاوره هاي خانوادگي و مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه بسياري از مشكلات زن و شوهرها قابل پيش بيني و در نتيجه قابل جلوگيري خواهد بود . اگر زن و مرد ، دختر و پسر قبل از ازدواج آگاهي هاي لازم را درباره خود و همسري كه انتخاب مي كنند ، داشته باشند . بنابراين آموزش پيش از ازدواج يك ضرورت مسلم است كه دختر و پسر را براي مهمترين تصميم گيري و انتخاب در زندگي شان و نيز فرايند دشوار و پيچيده و درعين حال مطلوب و دلنشين ازدواج آماده مي كند تا با آگاهي ، دانش و بينش كافي درباره خود و همسر آينده شان اقدام به ازدواج كنند و از عهده نقش هاي خويش به عنوان زن و شوهر به خوبي برآيند .

دختر و پسري كه مي خواهند ازدواج كنند بايد داراي شرايط لازم جسماني ، رواني ، عقلي ، اجتماعي و اخلاقي باشند كه در زير ، هر يك از اين ويژگيها مورد بحث و تحليل قرار خواهد گرفت.

1)رشد جسماني

در شناخت ميزان رشد جسماني دختر و پسر، نه فقط بايد ارتباط و همبستگي ابعاد گوناگون رشد را در نظر گرفت ، بلكه رابطه رشد جسماني با عوامل روان شناختي حائز اهميت بسيار است . به بيان ديگر،بين رشد جسماني و سازگاريهاي رواني- اجتماعيِفرد ارتباط نزديك وجود دارد. رشد جسمي در ميزان و الگوي رشد جسماني،گوناگوني هاي بسياري را به همراه دارد و اين حادثه بدون شك از نظر روان شناختي مهمترين و معني دارترين حادثه اي است كه در طول فرايند رشد جسماني اتفاق مي افتد .

2) رشد عقلي

رشد عقلي،عبارت است از مجموعه فعاليت هاي فرد كه به ادراك، فهم ، تشكيل مفاهيم ، بررسي معاني ، تفكر و تعقل ، پيش بيني و استنتاج ، برنامه ريزي ، تعيين هدف و انتخاب راهبردهايبرايرسيدن به هدفمنتج مي شود. انديشه ، ديدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگي جنبه عقلاني شخصيت فرد است .

رشد فكري پس از بلو غ جسماني رو به تكامل مي رود . پس از بحرانهاي بلوغ ، فرد استعدادها ، تواناييها و امكانات محيطي خود را بهتر مي شناسد و نسبت به شخصيت خود بيشتر آگاهي مي يابد . در نتيجه تصميماتش بيشتر از عقل نشأت مي گيرد تا از احساسات .

حضرت علي (ع) در تعريف عقل مي فرمايد : عقل آن چيزي است كه راه ضلالت را از خوشبختي تمييز مي دهد و عاقل كسي است كه هر كاري را در جاي خود انجام دهد .

فردي كه از رشد عقلي برخوردار است داراي ويژگي هاي زير مي باشد :

1» از مسائل درك و فهم بهتري دارد ، براي مثال مي داند كه چرا ازدواج مي كند .

2» در زندگي داراي هدف است .

3» براي رسيدن به هدف واهداف خود در زندگي برنامه ريزي مي كند .

4» در تصميم گيري هاي خود بيشتر از عقلش تبعيت مي كند تا از احساساتش .

5» انتظاراتش از خود و ديگران واقع بينانه است .

6» توانايي حل مساله را دارد ، يعني دربارهيهر مسأله مي انديشد و راه هاي حل آن را مورد ارزيابي قرار مي دهد .

7» از خود و محيطش شناخت دارد .

8» در مواجهه با مشكلات ، موضع گيري هاي صحيح و اصولي دارد .يعني به جاي فرار از مشكلات و يا ناديده گرفتن آنها سعي مي كند با آنها برخورد اصولي كند .

9» فردي مسئوليت پذير است و مسئوليت اعمال، رفتار و تصميماتش را بر عهده مي گيرد .

10» بر رفتار كودكانه خويش غلبه كرده است و مطابق سن و رشد خود عمل مي كند .

3) رشد عاطفي

انسان موجود چند بعدي و در عين حال بسيار پيچيده است . با تمامي ارزش هايي كه براي عقل متصور است ، اما تمام سعادت بشر در گرو تكامل عقل نيست ، بلكه سرمايه ي مهم ديگري به نام عواطف و احساسات در انسان وجود دارد كه به اندازهيعقل مهم است . انسان به كمك عقل و عاطفه ( دوش به دوش هم ) راه تعالي و تكامل را طي مي كند . رشد عاطفي و احساسي از شرايط لازم براي ازدواج است و داراي محاسن و مزاياي بسياري است :

1- عواطف و احساسات،قدرت محركهيانسان مي باشد .

2- عواطف و احساسات،عامل اتصال و پيوستگي و تلطيف انسانها و جوامع است .

3-مهر، محبت و عواطف از مهمترين عوامل موفقيت در زندگي زناشويي است .

فرد برخوردار از رشد عاطفي ، مهار احساسات منفي و مثبت خود را در دست دارد . او در ابراز خشم و ترس ، گريه و شادي ، محبت و غيره در محدودهيمورد قبول جامعه عمل مي كند ، نه همانند يك كودك . رشد عاطفي نيز مانند رشد عقلي به سن تقويمي نيست ، بلكه به ميزان يادگيري ، تجارب فرد و از همه مهمتردرتعامل عاطفي كودك با والدين و ديگر بزرگسالان آموخته مي شود . رشد عاطفي مانند رشد جسماني از لحظهيتولد آغاز مي شود و حتي رفتار عاطفي كودك در هنگام تولد مشاهده مي گردد و بر اثر تعامل با خانواده و ديگر افراد در جامعه رشد مي كند ؛ پس اكتسابي است .

4) رشد اجتماعي

رشد اجتماعي،رابطهينزديكي با رشد عقلي و رشد عاطفي دارد . انسان داراي چهار دنياي اجتماعي است : خانواده ، مدرسه ، شغل و دوستان كه فرد را بايد از نظر اجتماعي در آنها مورد ارزيابي و بررسي قرار داد . فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند ، به ديگران احترام مي گذارد ، حقوق ديگران را محترم مي شماردو نقش ، وظايف و مسئوليت هاي مربوط به خويش را به نحو احسن انجام مي دهد. چنين فرديمحيط زندگي و اجتماع خويش را خوب مي شناسد ، به ارزش ها و فرهنگ جامعه احترام مي گذارد و رفتار خويش را با ارزش ها و رفتار مطلوب در خانواده ، مدرسه و جامعه تطابق مي دهد ؛ ضمن آن كه در فعاليت هاي اجتماعي مشاركت دارد و مسؤليت هاي اجتماعي را مي پذيرد . امام صادق (ع) مي فرمايد : « كسي كه ازدواج مي كند بايد همسرش را اكرام كند .» يعني به او احترام بگذارد و گرامي اش بدارد .

به بيان كوتاه،فردي كه از رشد اجتماعي برخوردار است :

1- در فعاليت هاي مختلف درگير است .

2- وظايف و مسئوليت هاي خويش را انجام مي دهد .

3- توانايي ايجاد ارتباط اجتماعي با ديگران را داراست .

4- مسئوليت پذير است .

5- در برخورد با افراد ديگر رفتار سازگارانه اي دارد .

6- در موقعيت هاي مختلف،متناسب با آنها عمل مي كند .

رشد اجتماعي نيز اكتسابي است و فرد مهارت هاي مربوط به آن را در خانه ، مدرسه و اجتماع فرا مي گيرد .

5) رشد اخلاقي

از شرايط لازم براي ازدواج،رشد اخلاقي است . اخلاق يعني خودنظمي در اعمال و رفتاري كه در آن رفاه فرد و ديگران هر دو مراعات شود .

اخلاق،مجموعه اي از آداب و رسوم، عادات و الگوهاي رفتاري است كه با معيارهاي مطلوب گروهي كه انسان با آن زندگي مي كند تطابق دارد .

روابط در زندگي زناشويي همانند هر ارتباط اجتماعي ديگرِ بين انسانها،با در نظر گرفتن ارزش هاي اخلاقي و معنوي زن و مرد است كه منجر به سعادت و معنويت زندگي آنان مي گردد .

اخلاق عبارت از آن چيزي است كه بايد باشد . علماي اخلاق و انبياي الهي،جامعه را از آنچه كه هست به سوي آنچه كه بايد باشد ، سوق مي دهند . پيامبر گرامي ما مي فرمايد : « من براي تكميل اصول اخلاق و فضيلت برانگيخته شده ام . بسياري از امور و مسائل زندگي زناشويي در چهارچوب اخلاق و فضايل اخلاقي قابل حل است و هر اندازه زن و شوهر متخلق به اخلاق و رفتار پسنديده مانند صداقت و گذشت ، درستي و فداكاري و ... باشند ، زندگي شان از سلامت و آرامش بيشتري برخوردار خواهد بود . اخلاق آموختني است و يادگيري ارزش هاي اخلاقي از سه طريق اتفاق مي افتد :

1) پاداش و تنبيه

2) تقليد ناخودآگاه از افرادي كه فرد با آنها زندگي كرده است و ايدهآلهاي او را تشكيل مي دهند .

3) از طريق تفكر . انديشه و تعمق دربارهيپي آمدهاي رفتار و نتايج رعايت اصول اخلاقي در موقعيت هاي مختلف .

امام صادق (ع) در كتاب الاخلاق مي فرمايد : « براي اقدام به هر كاري به كارگيري فكر و انديشه و مطالعه جوانب مختلف آن و مال انديشي شرط موفقيت و پيروزي است .»

بنابراين ترديد نيست كه اخلاق را بايد يكي از مهمترين معيارها و شرايط ازدواج محسوب داشت .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 11:51  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

درباره پروفسور حسین صادقی جراح قلب مقیم لوزان سویییس

 

پروفسور حسين صادقي پنجم بهمن 1308 در خانـــواده اي ادب دوست در يكي از روستاهاي نيشابور به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي را در همان روستا و در مدرسه اي آغاز نمود كه توسط پدر ايشان تاسيس يافته بود، و بعدها نيز جهت ادامه تحصيل رهسپار شهرهاي قوچان و مشهد گرديد .


پروفسور حسين صادقي در سال 1329 در آزمون هاي مرسوم آن زمان جهت ورود به دانشگاه شركت كرد، و موفق گرديد در كنكور دانشكده هاي پزشكي، فيزيك و اعزام به خارج پذيرفته شود و پس از آن جهت ادامه تحصيل راهي سوئيس گرديد، تا اينكه در سال 1326 دكتر اي پزشكي خود را از دانشگاه پزشكي لوزان دريافت داشت. سپس جهت اخذ تخصص عازم آمريكا گرديد و توانست در سال 1342 بورد تخصصي جراحي عمومي و فوق تخصص جراحي قلب و ريه را از دانشگاه هاي معتبر آن ديار دريافت دارد.

ايشان در طي دوران تحصيل و همچنين پس از آن از بهترين شاگردان و همكاران كريستين بارنارد جراح مشهور قلب محسوب مي گرديد.


پروفسور صادقي پس از بازگشت به كشور مدتي در بيمارستان مسيحي مشهد به كار پرداخت و بعد از مدتي خدمت به هموطنان خويش، دوباره جهت مطالعات بيشتر عازم سوئيس گرديد و به سمت رياست بخش جراحي قلب و عروق دانشگاه لوزان منصوب شد. ايشان به مدت نزديك سي سال رياست بخش قلب و عروق و كرسي استادي اين رشته را در دانشگاه لوزان برعهده داشت تا اينكه در سال 1375 بازنشسته گرديد.


پروفسور صادقي در طي ساليان تدريس و تحقيق در دانشگاه لوزان، ابداعات جديدي در امر جراحي قلب و عروق بوجود آورد. خود ايشان در اين باره مي گويند: «در مدت قريب به سي سال، جراحي قلب و عروق را در دانشگاه توسعه دادم، به طوريكه تعداد عمل هاي جراحي قلب باز كه در سال اول مسئوليتم فقط 60 عمل بود به متجاوز از 900 عمل در سال آخر اشتغالم رسيد. در اين مدت نوآوري هايي در تكنيك جراحي عروق قلبي، تعويض دريچه هاي قلب، جراحي نارسايي هاي مادرزادي قلب و جراحي عروق بوجود آوردم.


پيشرفت هاي زيادي هم در مراقبت هاي بعد از عمل انجام داديم كه سبب بهبود نتايج عمل هاي جراحي قلب و عروق گرديد. نتايج خوب عمل ها هم با بهترين مراكز قلب دنيا رقابت مي كرد. مثلاٌ در جراحي پيوند قلبي كه تلفات بعد از عمل حتي در بهترين مراكز قلبي جهان بين 8 تا 10 درصد است در بخش ما فقط 7/3 درصد بود».


پروفسور صادقي در مدت اشتغال در حدود دو هزار نفر از هموطنان را عمل جراحي قلب نموده است. همچنين به دليل تبهر بسيار و نتايج درخشان، دو نفر از رؤساي جمهور كشور سوئيس را نيز عمل جراحي قلب نموده است.


پروفسور صادقي پس از بازنشستگي بيشتر به كارهاي ادبي پرداختند، و بواسطه موانست ديرين با ادب فارسي، تصميم به ترجمه رباعيات حكيم عمر خيام به زبان هاي انگليسي و فرانسه نموده كه با تلاش ايشان اثر ارزشمندي مشتمل بر 110 رباعي منسوب به حكيم نيشابوري و خط استاد اميرخاني و تابلوهاي زيباي استاد فرشچيان به طبع رسيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 11:43  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

پروفسور توفیق موسیوند جراح قلب و مخترع نخستین قلب مصنوعی داخل بدن انسان در جهان مقیم اتاوای کانادا

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 17:16  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

درباره پروفسور توفیق موسیوند جراح قلب و مخترع نخستین قلب مصنوعی داخل بدن انسان در جهان



درباره توفيق موسيوند

مخترع قلب مصتوعى

> پروفسور «توفيق موسيوند»
> متولد سال ۱۳۱۵ همدان (روستاى وركانه)
> فارغ التحصيل رشته مهندسى كشاورزى از دانشگاه تهران
> فوق ليسانس مهندسى مكانيك از كانادا
> دكتراى پزشكى و فوق تخصص جراحى قلب از كانادا
> صاحب اختراعاتى چون قلب مصنوعى، امكان تشخيص پزشكى از راه دور و تنظيم و معالجه قلب، تعيين DNA انسان توسط اثر انگشت و ۱۴ اختراع پزشكى ديگر
> داراى عالى ترين مقام علمى جهان از انجمن سلطنتى كانادا و انگلستان
> عضو انجمن دانشمندان نيويورك
> بنيانگذار درمان پزشكى از راه دور
> رئيس بخش قلب و عروق انستيتو تحقيقات قلب دانشگاه اوتاوا (پايتخت كانادا) > و...



محمد شمخانى: او را براى نخستين بار در «همايش بين المللى بوعلى سينا» مى بينم و آن قدر بى سر و صدا كه كسى از حضورش مطلع نيست. حضور در اين همايش هم خيلى تصادفى بوده است، انگار اينكه بعد از ۳۷ سال به ايران بيايد و به همدان و به زادگاهش و بعد سرى هم به محل برگزارى همايش بوعلى بزند و سراپا گوش بنشيند و به حرفهايى گوش بسپارد كه بهتر و برتر از آنها را بسيار در چنته دارد و رو نمى كند. بالاخره هم نمى دانم چطور مى شود كه از او هم دعوت نصفه نيمه اى مى كنند براى سخنرانى و او هم با همان تواضع كم نظيرى كه دارد، يك چيزهايى مى گويد و مى گذارد كه همه چيز همچنان سربسته بماند. چند ماه بعد كه سرى مى زنم به اينترنت و اسم او را به فارسى جست و جو مى كنم، بيشتر از سه، چهار تا مدخل چيزى نمى يابم كه آن هم بر مى گردد به دو، سه خبر روزنامه ايران و يك خبر روزنامه كيهان. خبرهايى كه خيلى اجمالى به او مى پردازند و به خواننده چيزى نمى دهند كه درخور اين دانشمند باشد. بناى جست و جو را بر چيزهاى ديگر مى گذارم كه باز آنچه كه بايد، دستگيرم نمى شود. سرى به سايت همايش بوعلى سينا مى زنم كه جز خبر حضور چند چهره سياسى و يك سرى خوشامدگويى هاى رسمى، هيچ اطلاعاتى در آن نيست. به سايت دانشگاههاى علوم پزشكى، به سايت وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكى و خلاصه همه سايتهايى كه مربوط به اطلاعات پزشكى است، در ايران سرى مى زنم و باز موردى درباره او پيدا نمى كنم. اينجاست كه معنى خيلى از حرفهاى او برايم روشن مى شود. اينكه مى گويد: «آمده ام تا سرى به زادگاهم (روستاى وركانه) بزنم و گله گوسفندها را ببينم و به آسمان صاف و پرستاره خيره بشوم و يك بار ديگر به سالهاى دور كودكى ام بازگردم و آن نقطه عزيمتى را بيابم كه هرگز فراموشش نكرده و نمى كنم.»
و من توى تيترها و سوتيترهايى كه ديده ام، يكى را هرگز فراموش نمى كنم: «پيش بينى مى شود اختراع بى نظير نابغه ايرانى سالانه جان حدود ۵ ميليون نفر بيمار مبتلا به نارسايى قلبى را نجات دهد و سالانه بيش از يك ميليارد دلار درآمد براى كشور كانادا ايجاد كند.»
و حالا چه كسى مى تواند با آن توصيفى كه كردم، از اخبار و سايتهاى ايرانى و پزشكى اينترنت ـ كه براى هر موضوع بى ربطى هم مدخلى دارد ـ ادعا كند كه جاى پروفسور «توفيق موسيوند» در ايران (و نه كانادا) خالى است. كسى كه آمادگى خود را براى تأسيس دانشگاه و بيمارستانى بزرگ در كيش اعلام كرده است. دانشگاه و بيمارستانى كه با بزرگترين دانشگاه و بيمارستان جهان قابل رقابت باشد و كمترين و كوچك ترين هزينه اى براى دولت ايران نداشته باشد و تمام منابع آن از اعتبارات شخصى خود او تأمين شود.
با موسيوند راهى روستايى مى شويم كه در آن به دنيا آمده است. با برگشتن او به روستا، خاطرات نيز با همان خلوص ذاتى شان باز مى گردند و اين قيافه ساده و برگشته به قيافه فرنگى ها را دوره مى كنند و انگار از او مى خواهند كه اعتراف كند كه اين همه زلال مى شود و اين همه بى ادعا و اين همه راحت و بى تكلف سخن مى گويد: «خانواده شلوغى بوديم ما و خاطرات زيادى دارم از آن سالها. ساده زندگى كردن را من خيلى دوست دارم. گله چرانى و دعوا و آشتى و عيد نوروز و... همه و همه الآن، همين الآن، دارد جلوى چشمهايم شكل مى گيرد. انگار همين ديروز بود. من خيلى خوشبخت بودم كه پدرم گذاشت درس بخوانم. فرصتى كه نصيب خواهرهايم نشد. آخر آن زمان رسم نبود كه دختر آخوندها به مدرسه بروند.»


اينها را خيلى پراكنده مى گويد و بعد مشتى خاك بر مى دارد و بو مى كند. بعد از چوپانى هايش مى گويد و از شبهايى كه نتوانسته بود بخوابد. بحث مى كشد به پيامبران و به اينكه بيشتر يا چوپان بوده اند و يا نجار. مى خواهم بدانم كه در تجرد دنياى تكنولوژيك امروز چه حسى باعث مى شود كه بعد از نيم قرن، هنوز اين نوستالژى در او به وجود بيايد و هى به آن اشاره كند: «راستش من با ياد كودكى آرامش پيدا مى كنم. آنجا هم هميشه دنبال خاطراتى بوده ام كه در دنياى مدرن و پيچيده به من آرامش بدهد كه آنها را در چوپانى و همان شبهاى مهتابى مى يافتم. يك چوپان به خدا نزديك تر از ديگران است و هميشه به خلقت فكر مى كند. آن وقتها من خداى گوسفندانم بودم. چوپانى انسان را به اصل خود و خدا و طبيعت نزديك مى كند و به همين خاطر خدادوستى در ذهن من مترادف با چوپانى است.»
اين همه تأكيد موسيوند بر «چوپانى» و بر اصلى كه خيلى ها نمى خواهند ديگر به آن برگردند و آن را به خود نسبت دهند، شايد مايه تعجب و ترديد كسانى شود كه از او انتظار دارند حالا با اين همه اختراع و پيشرفت علمى، بيايد و با يك سرى كلمات به اصطلاح قلنبه از خود بگويد و از فتح و فتوحاتى كه كرده است. اين تعجب بيشتر براى خود من پيش مى آيد كه از هر درى و با هر سخنى وارد مى شوم پاسخ او حول همان احساسات و انگاره هاى به ظاهر پيش پا افتاده درباره زندگى و خدا و خلقت و طبيعت مى گردد: «وقتى براى كارهايم جوابى نمى يابم، به خدا بيشتر التماس مى كنم. اين حالت اغلب وقتى پيش مى آيد كه جواب مسأله اى را نمى دانم و از پس حل آن بر نمى آيم. من خيلى سجده شكر به جا مى آورم و بيشتر در جراحى هايم كه انگار دخالت در كار خدا است. فكر مى كنم كه خداوند به همه آدم ها مغز داده، كه از آن استفاده كنند و براى كمك به خود و ديگران از آن بهره ببرند. با اين حال عده اى قدرت را دوست دارند و عده اى شهرت را و عده اى هم ثروت را. يك عده اى هم اين وسط دلشان مى خواهد به مردم خدمت كنند. حتى بيشتر از آنچه كه مردم انتظار دارند و در ارتباط ها تعريف مى شود. در اين دسته آخر قدرت و شهرت و ثروت انگيزه نيست و انگار يك وظيفه است و بس. چيزى شبيه سكوت ميان خالق و مخلوق.
چند سال پيش فيلمى از توفيق موسيوند در ايران پخش شد كه يادم نيست كار ايرانى ها بود يا كانادايى ها. فيلمى كه به معرفى اين پديده علمى مى پرداخت. ولى آن طور كه خودش مى گويد كانادايى ها يك بار فيلمى درباره او ساخته اند و به او هديه كرده اند: «طبق قوانين مرسوم كانادا هديه دادن به پزشكان و هديه گرفتن از آنها ممنوع است. يك روز ديدم شخصى از شبكه CCE كانادا به دفتر كارم در بيمارستان اوتاوا آمد و بسته اى را جلوى من گذاشت كه از گرفتنش امتناع مى كردم. آن شخص ولى خيلى اصرار داشت و همين باعث شد كه بسته را باز كنم.هفت حلقه فيلم از همدان و زادگاهم روستاى وركانه بود كه خودشان تهيه كرده بودند. گريه ام گرفت و به اين فكر كردم كه چطور براى يك شبكه كانادايى اين قدر زادگاه من و آن خانه محقر سنگى اهميت داشته كه هزاران كيلومتر را طى كنند و از آن فيلم بسازند. آنها اين كار را كرده بودند كه بدانند واقعاً من يك چوپان در دره هاى كوه الوند بوده ام و اين به جرأت مهم ترين هديه زندگى من بود.»
و اما قلب مصنوعى يا يكى از آن اختراع هايى كه پروفسور موسيوند به نام خود در دنياى علم و پزشكى ثبت كرده است، تا حالا جان بيش از ۲۰ هزار نفر را در جهان نجات داده و آنها را در نهايت نااميدى به زندگى بازگردانده است: «مثلاً يكى آرزو داشت كه زنده بماند تا دانشگاه رفتن و ازدواج فرزند خود را ببيند كه قلب مصنوعى اين امكان را به او داد. بيماران، چه مسلمان و چه مسيحى و چه يهودى و چه بى دين و چه... براى قدردانى مى خواهند هديه بدهند كه به آنها مى گويم اگر راستى راستى مى خواهيد به من هديه اى بدهيد، آن موقع كه به خدا نزديك مى شويد، براى من هم دعا كنيد كه چاقى ام كم شود و عمرم زياد!»
از اين اشاره هاى طنزآميز درحرف هاى اين دانشمند ايرانى مقيم كانادا زياد است و همين باعث مى شود كه او را گاهى «ميلان كوندرا»يى بدانم كه در رمان «والس خداحافظى»اش دكتر «اسكرتا»يى خلق مى كند و جديت خشك و خشن علم را به خنده تبديل مى كند! گاهى هم البته اين قاعده ظريف و زيركانه در ذهن او عمل مشابهى را در جهت معكوس انجام مى دهد. براى مثال وقتى از او درباره همايش بين المللى بوعلى سينا مى پرسند، پاسخ جالبى مى دهد: «اگر بخواهيم به همايش از ۱۰ نمره بدهيم، من به آن ۸ مى دهم... برپايى چنين گردهمايى هايى براى شناساندن ايران و همدان مفيد است. بوعلى اما نياز به شناساندن ندارد، چرا كه همگان او را مى شناسند و هنوزهم از طب او استفاده مى كنند.»
زندگى پروفسور موسيوند فراز و فرودهاى زيادى داشته و به خود ديده كه حتى اشاره به آنها هم در اين مجال كوتاه ممكن نيست: «من اول براى تحصيل به دانشسراى معلمى همدان رفتم. همه انتظار داشتند من معلم بشوم و خودم دوست داشتم نفر اول بشوم كه نشدم و با خدا دعوا كردم كه چرا اينطور نشد. بعد رفتم سراغ مهندسى مكانيك و بعد از آن سراغ رشته كشاورزى و دست آخر از ايران خارج شدم و ۳۰ سال بعد بود كه به حكمت خدا پى بردم و ديدم اگر در دانشسراى تربيت معلم نفر اول مى شدم، اين فرصت را نمى يافتم كه اين همه ياد بگيرم و به مردم خدمت كنم. بعدها فهميدم كه ما چه عامى وچه دانشمند، حكمت خدا را نمى دانيم و نمى فهميم و اين يك واقعيت است. من فكر مى كنم مذهب و علم با هم اختلاف ندارند. اينها دست به دست هم پيش مى روند. علم ابزارى است كه خدا ايجاد كرده و مذهب دستورى است كه بايد انجامش بدهيم.
موسيوند اينها را مى گويد و بعد براى آنكه نقطه پايانى براى اين داستان ناتمام بگذارد، آن رباعى معروف بوعلى سينا را مى خواند كه:
دل گرچه در اين باديه بسيار شتافت
يك موى ندانست ولى موى شكافت
اندردل من هزار خورشيد بتافت
آخر به كمال ذره اى راه نيافت
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 17:9  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

پزشکان و جراحان بزرگ ایرانی

پروفسور مجید سمیعی رییس جراحان مغز و اعصاب در جهان مقیم هانوفر آلمان

پروفسور مجيد سميعي در يک خانواده گيلاني در سال 1316هـ.ش در تهران متولد شد.majid samiee


وي پس از اتمام دوران متوسطه در کشور در سال 1335براي ادامه تحصيل به آلمان رفت. در رشته بيولوژي وپزشکي در دانشگاه ماينتس مشغول وپس ازآن دوره، دوره ي تخصصي جراحي مغز و اعصاب را زير نظر پروفسور کورت شورمن شروع و در سال 1349 در سن 33سالگي به اخذ درجه ي تخصص در اين رشته نايل آمد اودر سال 1351به درجه پروفسوري جراحي مغز واعصاب نايل شد. واز آن جا که جراحي مغز به دليل فوق العاده پيچيده بودن آن وارتباط با اعصاب حسي و حرکتي در ساير اندام ها به خصوص صورت تاثيرداشت و انجام عمل جراحي نيز با عوارضي همراه بوده همين عامل موجب شد تا او براي رفع اين نقيصه و کاهش آلام ورنج همنوعانش دست به مطالعات گسترده اي در خصوص ساختار پيچيده مغز بزند تا بلکه روشي بيابد تا هم عوارض عمل جراحي پس از مغز کاهش يابد و هم اين که انسان ها به زندگي توام با سلامت باز گردند.د ر پي سلسله مطالعات و تحقيقات علمي ، نخستين جراحي ميکروسکوپي مغز را در سال 1356در دنيا ابداع و به سرانجام رساند. وي اولين پزشکي بود که توانست عمل جراحي قاعده جمجمه را در دنيا ابداع کند ، که مورد توجه جراحان تراز اول دنيا قرار گرفت. هر ساله جراحان مغز دنيا در قالب کنگره علمي ، جراحي قاعده جمجمه مغز از طريق ويدئو پروژکشن شاهد آخرين دستاوردهاي علمي جراحي پروفسورهستند و با استفاده از دوربين هاي مدار بسته به صورت مستقيم عمل جراحي وي را مشاهده و تکنيک هاي جديد جراحي مغز را مي بينند در سال 1367کرسي جراحي مغز واعصاب هانوفر آلمان را پذيرفت وهمزمان با عنوان رياست فدراسيون جهاني انجمن هاي قاعده جمجمه برگزيده شد در اين سال صدراعظم آلمان به پاس خدمات وي در جراحي مغز واعصاب نشان درجه يک دولت آلمان را به وي اعطا نمود.به پيشنهاد او در شهر هانوفر آلمان بيمارستان تخصصي جراحي مغز ساخته شد که شبيه مغز انسان مي باشد.و همينک محل کار اوست که در انسيتوي بين المللي دانش نورولوژي يا INI است. عالي‌ترين نشان افتخاري دولت چين نيز به پاس ? خدمت در اعتلاي دانش جراحي مغز و اعصاب در هفتم مهر 1386 توسط " زنگ پي يان " معاون نخست‌وزير چين به‌وي اعطا شد.سال گذشته طي يک عمل جراحي ميکروسکوپي توسط پروفسور سميعي در بيمارستان ميلاد تهران بر روي مغز زن 40 ساله اي که تومورهاي مغزي بر روي بينايي و شنوايي او اثرخطرناکي در پي داشت پروفسور موفق به عمل تومورهاي مغز او شد اين عمل يکي از پيچيده ترين عمليات جراحي مغز بود که توسط پروفسور و تيم جراح با موفقيت پايان يافت.در حين عمل تصاوير عمل جراحي از اتاق عمل از طريق دوربينها با وئديو پروژکشن در سالني در معرض ديد دانشجويان وجراحان مغز و اعصاب قرار گرفت .بعد از اتمام عمل در گزارشي کوتاه که توسط يکي از خبرنگاران تهيه شده بود از پروفسور درباره ي عمل جراحي سوال شد که ايشان عمل را موفقيت آميز اعلام کرد.سپس خبرنگار از فرزند او که همراه او بود و گويا او نيز حرفه ي پدر را مي آموزد پرسيد که بزرگترين درسي که از بابا آموختي چيست؟او گفت:براي اشتباه کردن يک بار هم زياده ،هيچ اشتباهي را دوبار مرتکب نشوم.(بدين مضمون) پروفسور سميعي 13 کتاب و بيش از 200مقاله علمي منتشر کرده که مهم ترين مرجع براي جراحان مغز واعصاب دنياست او سابقه 8 هزار جراحي را فقط در ناحيه قاعده جمجمه به عنوان حساس‌ترين ناحيه جراحي مغز و اعصاب در کارنامه خود دارد .ايشان در آبانماه 1385به عنوان چهره ي ماندگار معرفي شد .brain pharmacy


همينک برخي از گفته هاي ايشان درباره ي مغز انسان:


"مغز مرکز همه افکار و حرکات انسان است. مغز در بدن انسان نقش اصلي را بازي مي کند. اگر چند دقيقه مغز نتواند با بدن همکاري کند، بدن هيچ کاري نمي تواند بکند."


"مغز از 100 ميليارد سلول تشکيل شده که شبيه هم هستند و همه به صورت زنجيره اي به هم اتصال دارند."


"وقتي انسان در طول روز براي کارهاي بسياري از سلول هاي مغزش استفاده مي کند، سلول ها همه در حال فعاليت قرار مي گيرند تا بتوانند مسائل را حل کرده و کارها را اجرا کنند. بنابراين هنگامي که از مغز کار مي کشيد، بايد به آن استراحت هم بدهيد. به همين علت در زندگي، خواب وجود دارد."


"افرادي که خسته هستند با 5 تا 10 دقيقه خواب مي توانند به مغز خود استراحت دهند و به مغزشان کمک کنند تا راحت تر فکر کند."


"يکي از مسائل بسيار مهم جراحي مغز و اعصاب، حفظ اعصاب جمجمه اي است."


12 عصب در مغز وجود دارد که کار بينايي، بويايي، حرکت صورت، حرکت چشم و چيزهاي ديگر را به عهده دارند که اينها همه در کيفيت زندگي انسان نقش مهمي ايفا مي کنند."


"تومورهايي که در قاعده جمجمه بروز مي کنند، مي توانند به اين اعصاب فشار آورده و به آنها آسيب بزنند."


جراحي زير ميکروسکوپ، انقلاب اول بود


در آن زمان (1966) فقط چند نفر در دنيا بودند که مي‌توانستند زير ميکروسکوپ عمل کنند، به اين ترتيب ما توانستيم روش جراحي جديد و نويي را به دست آوريم که با شرايط قبلي بسيار متفاوت بود و با شرايط خيلي بهتري مي‌توانستيم بافت‌ها را ببينيم، چون در زير ميکروسکوپ هم نور فراوان بود و هم محيط بزرگ‌تر مي‌شد و مي‌توانستيم ريزه کاري‌هاي محل را خيلي دقيق‌تر ببينيم و توانستيم وسعت عمل‌هايي که مي‌شد انجام داد را گسترش دهيم.


در جراحي قاعده جمجمه، به دليل پيچيدگي بسيار زياد به همکاري متخصصان رشته هاي مختلف نياز است. چون تمامي عروقي که به مغز مي رود و از مغز خارج مي شود، از اين ناحيه نيز عبور مي کند. علاوه بر اين 2 زوج 12 عصبي در مغز داريم که وظايف بسيار مهمي برعهده دارد. اين اعصاب مهم نيز از استخوان قاعده جمجمه رد مي شود. بنابراين وقتي توموري در ناحيه قاعده جمجمه ايجاد شود، اين عروق و اعصاب تحت فشار قرار مي گيرد و در نتيجه جراحي که قصد دارد چنين توموري را از داخل قاعده جمجمه خارج کند، بايد بسيار دقيق، با احتياط و تخصصي عمل کند چون کوچک ترين اشتباهي، موجب آسيب ديدن عروق و اعصاب مي شود. جراحي قاعده جمجمه در واقع مستلزم همکاري تنگاتنگ 2 رشته خيلي مهم يکي جراحي مغز و اعصاب و ديگري جراحي گوش وحلق و بيني است. به همين دليل هم در گذشته اطلاعات هريک از جراحان اين دو رشته تا سطح قاعده جمجمه بود و از آن به بعد ديگر هيچ يک از اين دو حوزه اطلاعاتي از ساختار دروني اين بخش نداشتند.


عمل هاي من در ايران صرفا جنبه آموزشي داشته و براي نشان دادن فرآيند عمل به همکاران متخصص بوده است، اين وظيفه من است که در زمينه تعليم و تربيت و آموزش جوانان متخصص کشورم همکاري کنم مگر دکتر سميعي چند دست دارد که بخواهد همه بيماران را خود عمل کند.


در ناحيه قاعده ي جمجمه اگر عروق و اعصاب کوچک ترين آسيبي ببيند، بيمار به لحاظ حرکتي يا حواس پنج گانه دچار ناتواني جبران ناپذيري خواهد شد. در واقع اين جراحي احتياج به اعمال يک نوع هنرمندي خاص توسط پزشک جراح دارد. چرا که هر نوع صدمه به اين عروق و اعصاب مي تواند به نابينايي، ناشنوايي يا فلج شدن بخشي از صورت بيمار بينجامد.البته در طول اين 40 سال، تجربه مان بيشتر شده است و اکنون به خوبي مي دانيم که به چه طريقي بايد اين تومورها را جراحي کنيم. اگر به عنوان مثال در ابتداي کار، به ميزان 30 درصد شاهد بروز عوارض بعد از عمل بوديم، اکنون اين عوارض به کمتر از 3 درصد رسيده است.


در برخي تصادفات احتمال دارد که قاعده جمجمه، دچار شکستگي شود. اين شکستگي باعث ترشح آب مغز به خارج مي شود که بايد از وقوع آن جلوگيري کرد. در اين حالت تنها بايد از طريق جراحي قاعده جمجمه مغز وارد عمل شد. همچنين بيماراني هستند که از عارضه «Malformation» يعني نقص در شکل گيري جمجمه رنج مي برند.به عنوان مثال يک تکه از قاعده جمجمه در اين بيماران وجود ندارد، يا دچار بزرگي و کوچکي غيرعادي است، اين موارد را هم مي توان از اين طريق ترميم کرد.


عمل در زير ميکروسکوپ باعث شد، وارد محيط‌هايي شويم که در گذشته بدون ميکروسکوپ خيلي خطرناک بودند و نمي‌توانستيم به آن نواحي دست بزنيم. يکي از اين محيط‌ها، محيط قاعده جمجمه بود که در واقع به وجود آمدنش به کمک جراحي ميکروسکوپي بود که توانستيم جراحي کنيم، بدون اين‌که به بافت‌هاي اطرافش که مملو از عصب و مويرگ است، آسيب برسد.


همه جاي بدن پيوند عصب زده ام.


مسئله مهمي که اخيراً روي آن کار مي‌کنم، Brain maping يا نقشه مغز است، آنچه امروز ما از مغز انسان مي‌شناسيم با آنچه 20 سال پيش مي‌دانستيم خيلي متفاوت است، اصلاً قابل مقايسه نيست، آن زمان مغز انسان را فقط از نظر آناتومي مي‌ديديم که ناحيه‌هايي دارد و تا حدي مي‌دانستيم که چه حرکت‌ها و مسئوليت‌هايي از انسان مربوط به کدام ناحيه مغز است ولي بعد از اينکه موضوع Brain mapig پيش آمد، فهميديم همان طور که انسان‌ها مختلف هستند، همان طور هم محل مسئوليت مغز و حرکات انسان در مغز در انسان‌هاي مختلف متفاوت است و نمي‌تواند براي همه انسان‌ها در يک جاي ثابت باشد.


از اين نظر در همه جراحي‌ها بررسي نقشه مغز قبل از عمل ضروري است زيرا نقاط حساس مغز در هر انسان با انسان ديگر متفاوت است و اين موضوع پژوهش جديدي در جراحي مغز و اعصاب شد که اکنون خيلي روي آن کار مي‌کنيم.


تا زماني که ندانيم در کجا هستيم و آن محلي که جراحي مي‌کنيم چه مسئوليتي دارد، جراحي کامل نيست، وقتي که تشخيص ‌دهيم اين ناحيه که عمل مي‌کنيم چه خطراتي ‌و چه امکاناتي در آن وجود دارد در آن موقع جراحي مغز و اعصاب به سطح خيلي خيلي بالايي مي‌رسد که يک جراح مي‌تواند از قبل از عمل پيش‌بيني کند که عمل او چه خطراتي مي‌تواند داشته باشد.


فلج شدن بهتر از اختلال در تفکر است


اسرار تفکر انسان، بسيار زياد است، دستورات مغز فقط حرکات دست و پا نيست، تفکر انسان رول(‌نقش) اصلي را بازي مي‌کند به طوري که هر انساني حاضر است حتي فلج شود اما افکار او تغيير پيدا نکند و به هم نريزد، اين صدمه بسيار بزرگي است که انسان نتواند افکارش را جمع و جور کند و اين موضوع دانش جديدي است که به عنوان کوکنتيو سرجري دنبال مي‌شود.


اين دانش هر روز پيشرفت مي‌کند اما بعيد مي‌دانم روزي بتوانيم به تمام اسرار مغز دست پيدا کنيم و روبات‌هايي بسازيم که کاملاً بتوانند همه کارهاي مغز را انجام دهند‌ ولي خيلي از امکانات مغز را مي‌توان به دست آورد و در کامپيوترها جا داد، اگر چنين موقعيتي پيش آيد شايد در آينده مغز انسان بتواند اندکي استراحت کند، کارهاي عادي را ماشين انجام دهد و کارهاي پيچيده را مغز انسان.
‌پروفسور سميعي در پاسخ به اين پرسش که ‌چقدر مغز انسان را مي‌شناسيد‌، گفت: اين سوالي است که هيچ کس نمي‌تواند به آن جواب ‌دهد.‌‌


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 10:50  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

فارماکولوژی

آتنولول(ATENOLOL)

نام تجاری:TENORMIN

گروه دارویی:مسدود کنندهء گیرنده های بتا

گروه درمانی:ضد درد قلبی

شکل دارویی:قرص ۵۰ و ۱۰۰ میلی گرمی

مصرف در حاملگی:گروه C

موارد مصرف:فشارخون (هیپرتانسیون) و دردهای قفسهء سینه با منشاء قلبی (آنژین)

میزان مصرف:ابتدا روزانه ۵۰ میلی گرم خوراکی تجویز می شود سپس تا ۱۴ روز به ۱۰۰ میلی گرم می رسد

موارد منع مصرف:بلوک قلبی درجه ۲ و ۳ ٬شوک کاردیو ژنتیک (قلبی)٬ نارسایی قلبی

عوارض جانبی مهم:ضعف عمومی ٬ راش و ضایعات پوستی ٬ ناتوانی جنسی ٬ خشکی چشم ها ٬ اسهال

توجهات پزشکی ـ پرستاری:نبض بیمار را کنترل کنید.به بیمار آموزش دهید از وضعیت خوابیده به صورت ناگهانی نایستد

آموزش بیمار ـ خانواده:دارو را نباید ناگهانی قطع کنید.به بیمار در مورد افزایش احساس سرما بعد از مصرف آتنولول هشدار دهید

شرایط نگهداری:دارو در ظرف دربسته و دمای معمولی ۱۵ تا ۳۰ درجه نگهداری شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 19:0  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

گیاهان دارویی

اسطوخودوس

گیاهی است از تیره نعناع٬بوته ای و پرپشت و دارای ساقه های متعدد به ارتفاع ۳۰ تا ۶۰ سانتیمتر. این گیاه در آسیا و اروپا و نواحی مدیترانه و اکثر نواحی روی زمین در تپه های خشک و کم ارتفاع و سواحل دریاها میروید و از ارتفاع هزار متر بالاتر دیده نمی شود.
برگهای آن باریک و دراز با لبه برگشته و پوشیده از کرکهای پنبه ای میباشد و از کنار برگهای آن ساقه های کوتاه برگدار خارج میشود که به برگها منظره برگهای فراهم میدهد.گلهای آن در نواحی گرمتر زمین در فروردین و نواحی سردتر در ماه خرداد ظاهر میشود.رنگ گل معمولا" ارغوانی بوده و دارای برگه های بنفش رنگ است و گلها منظره زیبایی دارند.تمام قسمتهای این گیاه دارای بوی معطر و قوی است.اندام مورد استفاده آن برگها و سرشاخه های گلدار آن است.

طبیعت آن گرم و خشک بوده و گیاهی است لطیف کننده اعضای بدن و مقوی اعصاب و مفرح روح و برای افرادیکه در امور جزئی زود عصبانی میشوند بسیار مفید است.

در تنظیم کار سلولهای مغز و رفع فضولات و رطوبت زیادی مغز مؤثر بوده و قوای مغزی و فکری را تقویت مینماید و داروی خوبی است برای افرادیکه به فراموشی و کمی حافظه مبتلا شده اند٬ضمنا" برای افراد دارای وسواس و مالیخولیا و تشنج و استرخاء(خواب رفتگی اعضا)نیز مفید بوده و برای معالجهء این بیماریها تجویز میشود.
افرادیکه بی جهت دارای یک حالت روحی همراه با غم و اندوه هستند با خوردن این دارو غم و اندوه آنان که ناشی از نوعی ناراحتی مغزی و روحی است زایل میگردد و اگر عفونتی در بعضی از اندامهای داخلی باشد در مداوای آن نیز مؤثر است.

معمولا" اسطوخودوس را پودر کرده و این پودر را با شربت عسل میخورند و یا گلهای آن رابا شکرنی یا عسل٬گل قند میکنند که این گل قند فوائد طبی فراوان دارد.مثلا" اگر چند شبی مقداری از این گل قند را که حاوی پنج گرم از پودر اسطوخودوس باشد بخورند همهء امراض نامبردهء فوق به خصوص وسواس را زایل میگرداند.

برای معالجهء مرض صرع٬اسطوخودوس را با عاقرقرها(نوعی گیاه دارویی)و سکنجبین میخورند و میتوان در معالجهء بعضی بیماریها تا ۳۵ روز به خوردن آن ادامه داد.

اگر اسطوخودوس را با یک سوم آن گشنیز و یک چهارم آن مرزنگوش(نوعی گیاه دارویی)و یک ششم آن مصطکی(نوعی گیاه دارویی) و یک ششم آن هلیلهء کابلی(نوعی گیاه دارویی) و یک ششم آن کندر مخلوط نموده و به صورت معجون درآورند و شبها وقت خواب مقداری از آن را که حاوی پنج گرم از اسطوخودوس باشد بخورند و در این عمل مدتی مداومت نمایند در معالجهء بسیاری از بیماریها و تقویت قوای فکری و تقویت حواس اصلی و فرعی به خصوص تقویت حس شنوایی و بینایی مؤثر و مفید است.

افرادیکه با خوردن مسهل به پیچش شکم مبتلا میشوند اگر مقداری اسطوخودوس را با کمی تخم کرفس و قدری آویشن بجوشانند و همراه با مسهلی که انتخاب شده بخورند از پیچش شکم آنان در هنگام عمل دفع جلوگیری مسشود.

مقدار خوراک اسطوخودوس از پودر آن پنج گرم اگر بجوشانند و آب صاف شدهء آن خورده شود تا پانزده گرم است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 18:37  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

سی ـ لاکس

منشاء گیاهی:برگ سنا٬گشنیز

موارد مصرف:ملین و رفع یبوست

منع مصرف:در انسداد روده و دردهای شکمی ناشناخته

عوارض جانبی:تحریک روده٬کاهش فشارخون٬ضعف

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:35  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

برونکو تیدی

منشاء گیاهی:آویشن شیرازی

موارد مصرف:ضدسرفه٬خلط آور

منع مصرف:دیابت(بیماری قند)

عوارض جانبی:تحریک مخاط بدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:30  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

بابونه

منشاء گیاهی:بابونه

موارد مصرف:التهاب دهان و معده و روده

منع مصرف:آسم

عوارض جانبی:آلرژی و حساسیت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:25  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آفرودیت

منشاء گیاهی:خارخاسک٬زنجبیل٬زعفران

موارد مصرف:افزایش میل جنسی و درمان ناتوانی جنسی

منع مصرف:ناراحتی قلبی

عوارض جانبی:سردرد٬برافروختگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:22  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آنتی دیابتیک

منشاء گیاهی:دانهء گیاه شنبلیله

موارد مصرف:کنترل قند خون(دیابت)

منع مصرف:مورد خاصی ندارد

عوارض جانبی:ندارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:18  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آلیکوم

منشاء گیاهی:گیاه سیر

موارد مصرف:فشارخون بالا٬قند٬چربی خون

منع مصرف:حساسبت به سیر و زخم معده

عوارض جانبی:سوزش معده٬تهوع و اسهال

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 17:13  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آنتوم

منشاء گیاهی:
گیاه شوید

موارد مصرف:درمان چربی خون و دردهای کیسه صفرا

منع مصرف:بیماری قند

عوارض جانبی:حساسیت پوستی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 18:10  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آلتیب

منشاء گیاهی:ریشهء گیاه سنب الطیب و گل گاوزبان

موارد مصرف:بی خوابی٬اضطراب٬سردرد

منع مصرف:در کودکان ممنوع است

عوارض جانبی:خواب آلودگی شدید

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 18:3  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آلتادین

منشاء گیاهی:گیاه شیرین بیان

موارد مصرف:گلودرد بدون تب٬تحریک دهان و گلو

منع مصرف:عفونت گلو

عوارض جانبی:مورد خاصی گزارش نشده است

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 17:58  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آلفا


منشاء گیاهی:
گیاه حنا

موارد مصرف:سوختگی و التهاب و اگزمای پوست

منع مصرف:همزمان با دیگر داروها

عوارض جانبی:مورد خاصی گزارش نشده است

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 17:38  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آلیوم ـ اس

منشاء گیاهی:
پودر سیر

موارد مصرف:فشارخون بالا

منع مصرف:حساسیت به سیر و زخم معده

عوارض جانبی:سوزش معده٬تهوع٬اسهال

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 17:29  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

فارماکولوژی

آمی تریپ تیلین(AMITRIPTYLIN  HCL)

نام تجاری:AMITRIL

گروه دارویی:ضد افسردگی(تری سیکلیک)

گروه درمانی:ضد افسردگی(اعصاب و روان)

شکل دارویی:قرص های ۱۰ـ ۲۵ و ۱۰۰ میلی گرم

مصرف در حاملگی:گروه D

موارد مصرف:افسردگی یا پایین بودن خلق و به صورت فرعی در عوارض افسردگی مثل بی اشتهایی و دردهای با ریشهء عصبی

میزان مصرف:۵۰ تا ۱۰۰ میلی گرم روزانه(سه بار در روز یا به صورت میزان واحد در شب).در نوجوانان روزانه ۳۰ میلی گرم از راه خوراکی در دفعات(حداکثر ۱۵۰ میلی گرم روزانه)

موارد منع مصرف:حساسیت مفرط تنفسی- مصرف دارو بعد از شروع داروهای مهار کننده(MAO)ولی در اختلالات ریوی٬کلسیم٬تشنج و بیماری دو قطبی٬دیابت قندی و بیماری پارکینسون و کلیه کبد با احتیاط مصرف شود

عوارض جانبی مهم:آریتمی قلبی(بی نظمی های ریتم قلب)٬شوک٬بلوک قلبی٬خواب آلودگی٬یبوست٬احتباس ادرار٬کاهش میل جنسی٬تهوع٬تعریق٬تاری دید

توجهات پزشکی ـ پرستاری:دارو را همراه یا بلافاصله بعد از غذا مصرف شوند.CBC (شمارش گلبول های خون) و عملکرد کلیه و قلب باید بررسی شوند

آموزش بیمار ـ خانواده:دارو همراه یا بلا فاصله بعد از غذا مصرف شوند.احتباس ادرار ـ خشکی دهان یا یبوست را به بیمار متذکر شوید.ممکن است رنگ ادرار به آبی یا متمایل به سبز تغییر یابد.حتی الامکان به بیمار توصیه شود در هنگام خروج از منزل از عینک آفتابی استفاده کند

شرایط نگهداری:دارو در ظرف مقاوم و دور از نور نگهداری شود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 11:26  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

فارماکولوژی

آلومینیوم  ام.جی.اس(ALUMINUM.Mg.S)

نام تجاری:MAGEL

گروه دارویی:
آنتی اسیدها

گروه درمانی:ضد نفخ

شکل دارویی:قرص و شربت

مصرف در حاملگی:گروه D

موارد مصرف:درمان نفخ و کاهش اسید معده

میزان مصرف:۱ تا ۲ قرص یا ۵ تا ۱۰ میلی لیتر از شربت(سوسپانسیون)

موارد منع مصرف:آپاندیسیت ـ نارسایی کلیه ـ یبوست

عوارض جانبی مهم:کاهش اشتها ـ تهوع و استفراغ

توجهات پزشکی ـ پرستاری:در صورت تداوم خونریزی معده یا مشکل دیگر به پزشک مراجعه شود

آموزش بیمار ـ خانواده:هر ۲ تا ۴ ساعت بین غذا و هنگام خواب استفاده شود

شرایط نگهداری:در شرایط معمولی و در جای خشک و خنک نگهداری شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 10:43  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

داروهای گیاهی ایران

آلیکوم

منشاء گیاهی:
گیاه سیر

موارد مصرف:فشارخون بالا ـ قند ـ چربی خون

منع مصرف:حساسیت به سیر

عوارض جانبی:سوزش معده ـ تهوع ـ اسهال

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 23:28  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

این قلب که در گذشته تجاوز نا پذیر بود

حقیقت این است که درست بعداز برداشتن قلب واشکانسکی

 عظمت آنچه که گذشته بود مرا براستی شگفت زده کرد

مینگریستم و جای خالی قلب را می دیدم

عملی شدن این کار

مردی بی قلب در برابرم

ولی زنده برایم

هیجان انگیز ترین لحظه بود...

(پروفسور کریستین برنارد)اولین جراح پیوند قلب در جهان

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 18:56  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

فارماکولوژی

آلومینیوم منیزیوم(ALUMINIUM Mg)

نام تجاری:ALMOX

گروه دارویی:آنتی اسید

گروه درمانی:آنتی اسید

شکل دارویی:قرص و شربت

مصرف در حاملگی:گروه C

موارد مصرف:آنتی اسید در درمان تحریک دستگاه گوارش یا زخم معده مصرف میشود

میزان مصرف:انواع قرص آن ۱تا ۴ عدد در روز استفاده میشود

موارد منع مصرف:نارسایی کلیه-یبوست و انسداد روده

توجهات پزشکی-پرستاری:مصرف داروهای ضد انعقادی خوراکی مثل وارفارین باعث کاهش جذب این دارو می شود

شرایط نگهداری:در دمای ۱۵ تا ۲۵ درجه نگهداری شود

آموزش بیمار-خانواده:یبوست جزء عوارض نا خواسته است

نکته:بیمار در صورت مشاهده مدفوع قیری به پزشک اطلاع دهد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 17:57  توسط حمیدرضا بهرامیان  | 

فارماکولوژی

آلپرازولام(ALPERAZOLAM)

نام تجاری:XANAX

گروه دارویی:بنزودیازپین ها

اشکال دارویی:قرص ۵/۰ و ۱ میلی گرم

مصرف در حاملگی:گروهD

موارد مصرف:اضطراب و حمله ترس

موارد منع مصرف:حساسیت به این گروه از داروها-گلوکوم حاد زاویه بسته-دوران حاملگی

میزان مصرف:۲۵/۰ تا ۵/۰ میلی گرم سه بار در روز

عوارض جانبی:سرگیجه-خواب آلودگی-تاکیکاردی-مشکلات تنفسی

توجهات پزشکی-پرستاری:به بیمار توصیه میشود در هنگام مصرف دارو از رانندگی بپرهیزد

آموزش بیمارـخانواه:خواب آلودگی به ویژه در سالمندان باید تذکر داده شود

شرایط نگهداری:دردمای ۱۵ تا ۳۰ درجه نگهداری شود

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 17:27  توسط حمیدرضا بهرامیان  |